از ۱۵ بهمن تا ۱۴ بهمن
از ۱۵ بهمن تا ۱۴ بهمن
آیا مىتوان پدیدهاى همانند حزبالله که داراى ابعاد بسیار زیادى است و عملاً غیر قابل پیشبینى بوده و اختلافنظر زیادى در مورد آن وجود دارد را تعریف کرد به نحوى که نه افراط کرده باشیم نه تفریط؟ نه جانبدارى کرده باشیم و نه دشمنى کینهتوزانه؟ چگونه مىتوان حزبالله را به مردم فرانسه شناساند، بدون اینکه اسیر قالبهاى از پیش ساخته شدهاى شویم و یا درگیر الفاظى شویم که توانائى آنها در انعطافپذیری کم است؟ چگونه مىتوان حزبالله را به تودههاى غربى شناساند بدون اینکه غرق در دشمنىهاى کورکورانه با دین شویم که غربىها به آن مبتلا هستند و یا اینکه بخواهیم سنگ جنبشهاى دینى را در همه جهان از جمله حزبالله به سینه بزنیم. در این میان یک نویسنده آکادمیک فرانسوی کتابى را در انتشارات سندباد ـ آکت سود منتشر کرده است و در این وادى، به این امید سیر کرده که بتواند معیارهای فوق را عملى سازد. این نویسنده «سابرینا میروین» نام دارد.
همه ابعاد حزبالله بجز جنبه نظامى آن
مطالعه این کتاب ۳۶۰ صفحهاى نشان مىدهد که ادعاى نویسنده آن در مورد رعایت عوامل فوق در کتابش بىدلیل نیست. در این کتاب بیش از ۱۸ نویسنده سهیم بودهاند. و هر کدام از آنها تلاش کردهاند بر بعدى از ابعاد ویژه حزبالله پرتوافکنى کنند.
در ابتدا باید اشاره کنیم که این کتاب به بعد نظامى حزبالله نپرداخته و دلیل آن واضح است، بخصوص بعد از جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ به توانائى حزبالله در این بعد به اندازه کافى پرداخته شده است و عدم بیان این مورد در کتاب چیزى از اهمیتش نمىکاهد. البته این بعد به طور کامل مسکوت نمانده است و نویسنده کتاب در مقدمه تحلیلى خود به این مورد به طور خلاصه پرداخته است.
میروین در مقدمهاش تاکید دارد که در مورد حزبالله باید از کاربرد اصطلاحات کلیشهاى و رایج به شدت پرهیز کرد و نمىتوان حزب الله را با این کلمات شناخت. بعنوان مثال، معرفى حزبالله در بدترین شرایط آن به یک گروه شبه نظامی شیعى و اصولگرا و در بهترین حالت آن یک حزب اسلامى، به هیچ وجه گویاى حقیقت نیست.
اگر حزبالله خود را یک حزب سیاسى که از مراجع و مقامات دینى اسلامى الهام مىگیرد، معرفى مىکند مسلما وى از این امر بسیار فراتر است. حزبالله در واقع پدیدهای اجتماعی است. هنگامى که در جامعه اى که حزبالله از آن نشأت گرفته سیر مىکنیم، مىبینیم که این حزب در تاثیرگذارى بر این جامعه براى حرکت به جلو نیز فعالیت مىکند. نگاهى به تغییر و تحولاتى که در حزبالله بوجود آمده به بهترین وجه گویاى این موضوع است.
همچنین لازم به ذکر است که تصویرى که از حزبالله در اذهان افراد داخل این جامعه وجود دارد بسیار متفاوت از تصویرى است که از حزبالله در خارج ساختهاند. جدیت، فعالیتهاى حرفهاى و تخصصى، شایسته سالارى و پاک دامنى و نبود اختلاس و فساد مالى و… همه، ویژگیهایى است که در داخل، حزبالله را به آن مىشناسند. بدون شک در مورد تحلیلهاى نویسنده فرانسوى کتاب در مورد تغییر و تحول در جامعه شیعى بعد از آغاز جنبش حزبالله مىتوان گفت که به هیچ وجه بدون دلیل نبوده بلکه اطلاعات زیادى در این مورد وجود دارد. این امر در سایر نوشتههاى این مؤلف نیز قابل مشاهده است. از جمله در کتابش در مورد «اصلاحات شیعى» که در آن با دستورات و نصیحتها و زندگى سید محسن امین به عنوان یک مرجع اصلاح طلب شیعى آشنا مى شویم. در این راستا مقایسه تاریخى و جامعه شناختى بین دو حادثه انجام داده است.
تواضع علمى یک نویسنده
نیازى نیست بگوییم که تواضع علمى هر نویسندهاى باعث مىشود که وى با دقت و احتیاط کارى به مسائل مختلف بپردازد. همان موضوعى که در مورد «سابرینا میروین» صادق است. چنین نویسندگانى به شدت از دادن احکام کلى به یک موضوع پرهیز کرده و در ارائه احکام موقتى و محدود نیز دقت کافى به خرج مىدهند.
این کتاب تصمیم دارد حزبالله را از طریق اقداماتش در داخل جامعه خود تجزیه و تحلیل نماید به نحوى که جاى کمترى براى بررسى گفتهها و سخنرانى ها و اظهارنظرها باقى مانده است.
البته سخنرانىها و گفتهها را به طور تخصصى در مقاله «میشل تابت» مىتوان دید که بر روی سخنرانىهاى سید حسن نصرالله در مراسم عاشورا کار کرده و سخنرانىهاى عاشورا از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۷ را به صورت آرشیوى بیان میکند.
همچنین در همین راستا سخنان زنان حزبالله توسط نویسندهاى بنام «کنده شایب وفیه» جمعآورى شده است که در آن، این زنان از مشارکتها و اقدامات خود در راستاى مبارزات حزبالله سخن گفتهاند. تحقیق و پژوهش انسانى، وصفى و تحلیلى که «هدى قساطلى» در مورد باورها و سخنان عجیب و معجزهآسایی که رزمندگان حزبالله و مردم عادى مطرح کردهاند و در آن کمکهاى غیبى و آسمانى که دریافت کرده و باعث پیروزى در جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ شد، را شرح دادهاند.
از طرف دیگر مشاهده خواهیم کرد که همه تحلیلها و پژوهشها در بخشهاى رسانهاى و باورهاى دینى و مباحث اجتماعى و آموزشى و حتى در مبحث آوازها و سرودها بررسی شده که سخنان و گفتههاى فرماندهان و شخصیتهاى حزبالله هم به نوعى در آن منعکس شده است.
باید گفت مکانیزمى که کتاب مذکور در تحقیق و پژوهشها از آن پیروى کرده به سخنان و اظهارنظرها بىتوجهى نکرده است، ولى شیوهاى که در تجزیه و تحلیل پژوهشهاى دیده مىشود بیانگر آن است که آنها سخنان و بیانیهها را محور اصلى بحث و بررسىهاى خود قرار دادهاند. مکانیزم این کتاب در توجه به عملکردها بجاى سخنها و گفتهها باعث شده بتوان در خلاصه کردن مطالب و نتیجهگیریهاى سریع و دقیق موفق عمل کرد. زیرا سخنان قالب بندى شده به هیچ وجه نمىتواند حقایق را بیان کند.
این نویسنده به دو موضوع بعنوان زمینههاى اصلى رشد و نمو حزبالله پرداخته است که عبارتند از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و اشغال بخشهایى از لبنان توسط اشغالگران اسراییلی در سال ۱۹۸۲، و حادثه سوم که حادثهای روانى اجتماعى است و عبارت است از افزایش توقعات شیعیان جنوب لبنان طى سالهاى جنگ داخلى بخصوص بعد از سال ۱۹۷۸ و آواره شدن صدها هزار جنوبى که باعث شد تغییر و تحولاتی اساسى در بین شیعیان لبنان بوجود بیاید که مىتوان آن را «جنبش سیاسى شیعیان» نامید که همردیف «مارونیت سیاسى» است.
این حادثه در جاى جاى این کتاب منعکس شده است. بخصوص در موضوع «بررسى روابط بین جنبش امل و حزبالله» (کنده شایب ص ۱۰۳-۱۰۷) و در بررسى زندگىنامه افراد و شخصیتهاى حزبالله مانند سید حسن نصرالله (اوریلى ضاهر ص ۲۵۱ – ۲۷۱) و رهبر انقلاب گرسنگان شیخ صبحى طفیلى (اویلى ضاهر ص ۲۷۳- ۲۷۶ ) و سید محمدحسین فضلالله (در آن ابتدا بعنوان رهبر معنوى حزبالله قلمداد مىشود در حالى که چنین نبود و بدین وسیله توانستند سازمانهاى امنیتى جهان را فریب بدهند. و سپس بعدها روابطش با حزبالله و ایران بر سر اجتهادات فقهى و سیاسى تیره شد و البته دوباره بعد از جنگ تابستان ۲۰۰۶ این روابط تعریف شده و به حالت مطلوبى رسید (سابرینا میروین ص ۲۷۷ – ۲۸۵).
زنان در رسانههاى حزبالله
بررسى رسانههاى حزبالله در حقیقت بخش اول کتاب را به خود اختصاص داده که توسط پژوهشگرى بنام «الفا لملوم» تهیه و تدوین شده و توانسته علیرغم گسترده بودن زمینه مورد بحث، آن را در ۲۴ صفحه خلاصه کند که این امر توانائى بالایى مىخواهد و براى کسى که در تجزیه و تحلیل پدیدههاى رسانهاى مانند شبکه الجزیره فعالیت کردهاند، کار ناممکنى نیست لملوم در صفحات ۲۱- ۴۵ این کتاب توانسته به شیوهاى بسیار جذاب و با استفاده از شیوه داستانى و تاریخى و درج پدیدههاى رسانهاى و تحلیل گسترش محبوبیت رسانهاى حزبالله در بین مردم لبنان، تحلیل جالبى را ارائه بدهد.
این تحلیل عبارت است از تجزیه و تحلیل چهرهاى که حزبالله در آینه رسانههاى خود تمایل دارد دیگران وى را به این چهره بشناسند. حتى در این موضوع ما فراز و نشیبهاى زیادى را مىتوانیم ببینیم که این امر را در مقایسه بین روزنامه العهد که از سال ۱۹۸۴ منتشر مىشد با شبکه تلویزیونى المنار مىتوان به عیان دید.
الفا لملوم نیز به آخرین پدیدههاى رسانهاى حزبالله که روزنامه الاخبار است، توجه مىنماید. هرچند که این روزنامه ارتباط خود را با حزبالله و پشتیبانى مالى خود را رد مىکند، ولى در حقیقت اعتراف دارد که همفکر با رنگهاى متنوع اپوزیسیون است.
روزنامه الاخبار در حقیقت چیزى نیست جز تلاشى براى جذب گروههاى مختلف سیاسى داخل لبنان که در سال ۲۰۰۶جوزف سماحه تحلیلگر بزرگ لبنان آن را تاسیس کرد. تیم روزنامهنگاران آن از مشرب سیاسى متنوعى مانند چپىها و ناسیونالیستها و حزباللهىها هستند که از همه مناطق لبنان واز همه فرقهها و مذاهب دینى جمع شدهاند.
روزنامه اخبار همه گرایشهاى سیاسى را از چپ عربى تا اسلامگرایان سنى و شیعى که در مخالفت با سیاستهاى آمریکائى در منطقه توافق دارند را گرد هم آورده است.
سپس مقاله «اولیویه کوش» مطرح شده که «مسئله پخش شبکه المنار در فرانسه» را در (ص ۴۷-۶۵) بررسى کرده است. این مقاله با توجه به اینکه به جنبه بینالمللى شبکه المنار مىپردازد از اهمیت خاصى برخورد است. در نوامبر سال ۲۰۰۳ بود که این قضیه شروع شد و در پایان به ممنوعیت پخش ماهوارهاى این شبکه در فرانسه منتهى شد. در این ماجرا «شوراى نمایندگى مؤسسات یهودى» در فرانسه نقش اساسى را داشت و برنامهاى را در المنار بهانه کرد و آن را به «یهودی ستیزى» متهم نمود. اولیویه کوش در مقاله خود به ابعاد قانونى و سیاسى این قضیه مىپردازد و بیان مىکند که این اقدام فقط در سایه جو عامى قابل بررسی است که بعد از نزدیکى فرانسه و ایالات متحده تصمیم داشتند، حزبالله را خلع سلاح کنند و بدین جهت در صدد محاصره آن در همه زمینهها حتى در زمینههاى تبلیغاتى برآمدند.
در ادامه مقاله «فلیپ دروزو – فنسان» در مورد دیدگاه حکومت آمریکا از حزبالله (در صفحات ۶۵ -۷۴) درج شده است که با این مقاله ما از مبحث رسانهاى حزبالله وارد مبحث سیاسى حزب مىشویم. فنسان، دیدگاه ایالات متحده را در مورد حزبالله در یک کلمه خلاصه میکند که همان تروریسم است. حکومت آمریکا، حزبالله را فقط بعنوان تروریست مىشناسد و این امر را در اظهارات و بیانیههاى رسمى و رسانهاى هر دو مىتوانیم ببینیم.
با این وجود نویسنده کتاب مانعى نمىبیند که این قالب از پیش آماده شده، براى معرفى حزبالله و بین دیدگاههاى آمریکائى براى مبارزه و مقابله با این نوع پدیدهها را مقایسه نکند، بخصوص بعد از اشغال عراق و بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر که بحث تروریسم تکیه کلام همیشگى حکومت آمریکا شد.
در همین راستا به تغییر دیدگاههاى حکومت آمریکا در مورد «انقلاب ارز» و رهبران آن و شیوه تعامل آن با تروریسمى که حزبالله نام دارد، قابل توجه است. آنها تلاش کردند که حزبالله را به یک ساختار اسلامى که مطلوب آمریکاست، سوق بدهند. آنها این جامعه را نقطه مقابل جامعه بسته و تروریستى مىدانند که در حزبالله تجلى یافته است. به نظر دروزو – فنسان توجه آمریکا به جامعه ایده آلى خود از بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر بیشتر شده است.
روابط حزب الله با ایران و سوریه
این موضوع یکى از موضوعات اساسى سیاست حزبالله است. روابط حزبالله با سوریه و ایران و همچنین برگه میثاق بین حزبالله و جریان آزاد ملی به رهبرى ژنرال میشل عون نیز موضوع مهمى است که بعد از بازگشت وی از تبعیدگاه خود در پاریس مطرح شد.
سابرینا میروین در «روابط با ایران» اولین رابطه را به یکى بودن مذهب و آداب و رسوم مذهبی معطوف میکند. ایران در دیدگاه شیعیان یک مرکزیت دینى دارد زیرا بیشتر ایرانىها شیعى هستند و مذهب رسمى ایران شیعه است.
رابطه با ایران سابقهای تاریخى دارد و علماى جبل عامل در تاسیس مذهب تشیع در ایران نقش اساسى داشتهاند. این موضوع باعث شده است که تعدادى از مؤسسات شیعى لبنان داراى دو ویژگى محلى و فرا ملتى شوند؛ ولى در این میان رابطه سیاسى با ایران همه جوانب دیگر را تحت الشعاع قرار داده است. این رابطه سیاسى بر اثر یکى بودن دیدگاههاى سیاسى هر دو در مسئله رد نفوذ قدرت هاى بزرگ در منطقه است. تاکید بر استقلال و حمایت از جنبشهاى آزادى خواه و مبارزه با اسرائیل نیز اهمیت زیادی در این رابطه دارد.
رابطه حزبالله با سوریه رابطهای بسیار پیچیده است. زیرا بر خلاف آنچه که ساده اندیشان و یا غرضورزان فکر مىکنند نمىتوان این روابط را روابطی یکطرفه فرض کرد. «الفا لملوم» به این موضوع پرداخته است.
وى جریانات پر فراز و نشیبى را که در روابط بین سوریه و حزبالله مطرح بوده است، را از همان آغاز مورد بررسى قرار داده است. وى این روابط را به سه مرحله تقسیم مىکند: مرحله اول به نظر لملوم که ویژگى اصلى آن تنش بود (ص ۹۳-۱۰۱) از سال ۱۹۸۲ تا سال ۱۹۹۳ ادامه یافت. مرحله دوم مرحله همزیستى و وفاق است که از سال ۱۹۹۳ تا سال ۲۰۰۰ ادامه پیدا مىکند و مرحله سوم که تاکنون ادامه دارد، مرحله تفاهم استراتژیک با یکدیگر است. به نظر لملوم این مراحل سه گانه ارتباط تنگاتنگى با نقشهاى بین المللى سوریه در لبنان دارد. کشتار جوانان حزبالله در محله فتحالله در سال ۱۹۸۷ و یا پیام آتشین تیراندازى به تظاهرات حزبالله بر ضد معاهده اوسلو در سپتامبر ۱۹۹۳ هر دو در مرحله اول روابط حزبالله و سوریه بوجود آمد.
مبحث بعدى که لملوم به آن اهمیت بیشترى مىدهد، مبحث تناقضى است که بین ارتباط حزبالله با حکومت تمامیتخواه سوریه و مبحث تلاش همیشگى حزبالله براى ارائه چهرهای دمکراتیک و درخشان است. تجزیه و تحلیل این امر بسیار دشوار است و به نظر مىرسد که حزبالله تلاش مىکند مشروعیت خود را از طریق حفظ استقلال خود همواره زنده نگه دارد.
در نوشته «کنده شعیب» آمده که روابط بین جنبش امل و حزبالله که ناشى از ترکیب خاصى از همپیمانى و رقابت است و در مدت معینى شاهد درگیریهاى خونینى بوده است و اکنون به وضعیت مطلوبى رسیده است . لملوم نیز به رابطه بین امل و حزبالله در سایه بررسى رابطه حزبالله و سوریه نیز پرداخته است.
نقش عون در استراتژى حزبالله
روابط عون و حزبالله در مقالهاى به قلم «برتران دومونتیه» فرانسوى (ص ۱۰۹- ۱۴۰) بحث شده است. این مقاله به تحلیل تفاهمنامه بین حزبالله و جریان آزاد ملی در سال ۲۰۰۶ مىپردازد. به نظر این نویسنده این تفاهم نامه ناشى از یکى بودن منافع استراتژیک دو طرف است. از یک طرف ناشى از تلاش رهبر مسیحیان براى رسیدن به ریاست جمهورى و استفاده از راى گسترده شیعیان است و از طرف دیگر ناشى از تلاش حزبالله براى رسیدن به مشروعیت بینالمللى و پارلمانى است. این تفاهمنامه در حقیقت مبتنى بر آشتى اسلام و مسیحیت در خاورمیانه است و همچنین مبتنى بر وحدت ملى است که در اثر اختلاف بین فرزاندان این مرز وبوم از فرقههاى دینى متنوع در حال فروپاشى است.
برخى از مسیحیان لبنان این تفاهم را نوعی خیانت دانستند که ژنرال عون علیه سیاستهاى عمومى که مخالف سوریه است، برداشته است. اکثریت طرفداران جریان آزاد ملی به نظر مىرسد که با این گرایشهاى ژنرال عون در قبال حزبالله همراى باشند؛ ولى اوج وحدت را مىتوان در جریان جنگ تابستان ۲۰۰۶ دید که بسیارى از خانوادههاى شیعى از جنوب لبنان مهاجرت کردند و طرفداران عون به همدردى با آنها پرداختند. این امر باعث شد که نزدیکى بین طرفداران عون و هواداران شیعى حزبالله بیشتر شود.
از ویژگیهاى اساسى جریان آزاد ملی جوان بودن هواداران آن است که حدود ۷۳% هواداران این جریان زیر ۲۵ سال سن دارند. معمولا در این سن و سال افراد بسیار ایدهآل و اخلاقگرا هستند و کینه و نفرت شدیدى نسبت به طبقه سیاستمدار از خود نشان مى دهند. بدین وسیله مبحثى مطرح مىشود که این تفاهمنامه بین دو رهبر از پاک دامنترین رهبران لبنان است.
تحلیلگران جریان آزاد ملی را جریانى با گرایشهاى ناسیونالیست عربى با رنگ و بوى چپى و زبان و لهجه سرورمآبانه و لائیک و لیبرال به شیوه اروپائى و مبتنى بر استراتژیهاى فرقهاى مسیحیت مىدانند.
از لحاظ اجتماعى این جریان نشاندهنده تغییر و تحولاتى است که در طبقه میانى مسیحیان لبنان منعکس شده است که دستشان به طبقه اشرافى نمىرسد و نسبت به انحصارطلبى طبقه اشرافى مسیحیان اعتراض دارند.
چهره اجتماعى حزبالله
چهره اجتماعى حزبالله که در آن طى شبکهاى از مؤسسات و شرکتها به ارائه خدمات اجتماعى و بهداشتى و تربیتى و آموزشى و عمرانى جلوه کرده، بخش مهمى را از کتاب در بر گرفته است. سه تحقیق مجزا به این موضوع پرداخته است.
در این میان پژوهشى که «میریام کتوس و جوزیف الاقا» (ص ۱۱۷-۱۴۰) در این مورد ارائه دادهاند، شایسته اهتمام ویژهاى است. این پژوهش این خدمات را در همه لبنان ردیابى کرده و آمار و جداولى را در این مورد ارائه داده است. در این مورد این دو پژوهشگر اصرار دارند که خدمات عمرانى و بهداشتى وغیره را در دو محور تاریخى و اجتماعى بحث کنند. به نظر آنها شیعیان لبنان از دهه شصت نیاز داشتند که جایگاه فرعى خود را بهبود ببخشند. و این خدمات در همین راستا قابل تفسیر است. امام موسى صدر و سید محمدحسین فضلالله هر کدام به شیوه خاصى به بهبود جایگاه شیعه در لبنان اشاره نمودهاند.
محور دوم بحث به خدمات متنوع حزبالله بعد از پیمان طائف و در سایه ضعف حکومت مرکزى در ارائه خدمات به مردم باز میگردد. به طور کلى باید گفت توزیع و گسترش خدمات حزبالله در میان مردم در هیچ یک از گروههاى دوم لبنانى وجود ندارد، و اصولا باید اعتراف نمود که این خدمات و کمکهاى عمومى چیزى فراتر از حمایت از بخش سیاسى و نیروى نظامى است. مىتوان آن را در لبنان در سایه ضعف شدید حکومت مرکزى و مؤسسات عمومى آن، تحت عنوان مؤسساتى که خدماتى را به طائفه و فرقه خود ارائه مىدهند، گنجاند.
سیستم آموزشى حزبالله نیز در دو مقاله دیگر بحث شده است. مقاله اول شبکه مدرسهای (ص ۱۴۷-۱۷۲) است که حزبالله ایجاد نموده ژو مقاله دوم در مورد «پیشاهنگ المهدى» (ص ۱۷۳-۱۷۹) است که تاثیر زیادى در تربیت و پرورش نسل مقاوم خیزى دارد.
دیندارى نزد حزبالله
یکى از بغرنجترین مباحث مربوط به حزبالله، بخصوص در بحث محاکمه ایدیولوژىها و مذاهب، مبحث چهره دینى و مذهبى حزبالله است. سابرینا میروین به این موضوع در دو مقاله مستقل پرداخته است و تلاش کرده با دقت بسیار این موضوع را تجزیه و تحلیل نماید. مقاله اول تحت عنوان «دیندارى حزبالله» (ص ۱۸۱-۲۰۶) تاکید دارد بر اینکه هر چند حزبالله تاکید دارد که یک حزب سیاسى است که پیامى ملى و میهنى دارد، ولى در حقیقت این برخاسته از محیطى کاملا شیعى و متعهد به دین است. از آنجا که این محیط خواستگاه اصلى مبارزان آن است در درجه اول به آن اهتمام مىورزد.
به نظر میروین، ایدیولوژى حزبالله بر نظریه ولایت فقیه امام خمینى که باید آن را با فتحه خواند و نه کسره ، نشات گرفته است. رهبران حزبالله در توجیه این نظریه مىگویند که دین و سیاست برای آنها با هم است ولى همانها در مبحث تبین اهداف سیاسى خود در رسانهها قائل به جدائى دین از سیاست هستند به نظر مىرسد که هر دو تفسیر صحیح است و به عبارتى دیگر از برخى جهات دین و سیاست یکى است و در برخى جوانب دیگر دین و سیاست از هم جداست.
این تعارض، در مسائلى که داراى دو جنبه محلى و فرامرزی است، بسیار به چشم مىخورد. بخصوص در مورد مؤسساتى که در محیطهاى دینى اسلامى فعالیت مىکنند. به نوبه خود موضوع دیندارى حزبالله در دو موضوع عاشورا وتلاش براى معتدل کردن مراسم عاشورا از خود نشان داده را مىتوان مشاهده کرد. و پرداختن به شیوههاى نمایشى این مراسم بدون اینکه به اصول آن لطمه بزند، نیز از مباحث مطرح شده در این مقاله است.
بخش دوم این مقاله به حوزههاى دینى و روابطه بین دین و سیاست در آن پرداخته است. میروین در مقاله خود از نظریهای دفاع مىکند که حوزههاى دینى لبنان همانند سایر حوزههاى دینى موجود در قم و نجف از استقلال کافى برخوردار هستند.
نظریه «ولایت فقیه» (ص ۲۰۷-۲۱۲) مقاله کوتاهى را به خود اختصاص داده است. در این مقاله فقط به اختلافاتى که بین نظریه و عمل وجود دارد، پرداخته شده است. کوتاه بودن این مقاله به این معنى است که مطالب اساسى در آن بحث نشده و در این مورد از آراى برخى از مقامات دینى شیعى در لبنان نیز استفاده شده است.
تعداد زیادى از نویسندگان این کتاب به مسئله «لبنانى شدن حزبالله» اشاره داشتند که از زمان انتخابات پارلمانى سال ۱۹۹۲ در صحنه سیاسى لبنان شاهد آن بودند. طلال عتریسى در دو صفحه به مقایسه متن سرودهاى وابسته به ارگانهاى حزبالله پرداخته است. به نظر عتریسى، حزبالله در سالهاى اخیر هویت دینى و ملى خود را با هم مورد توجه قرار داده است. وى اضافه مىکند که مدتى است پرچم ملى لبنان در همه مراسم حزبالله به اهتزاز در مىآید که نشان از اهتمام حزبالله به هویت لبنانى خود دارد.
طبقه میانى شیعیان
در سایه مسئله لبنانى شدن به این موضوع پرداخته شده که احساس مىشود حزبالله باید به نیازهاى رو به رشد طبقه میانى شیعیان لبنان توجه بیشترى نموده و ضرورت دارد حزبالله نیازهاى این طبقه را مورد توجه قرار دهد. در کنار سایر خدمات حزبالله، پرداختن به «توریسم مشروع و موزون در لبنان» یکى از نیازهاى اساسى این طبقه است که هم در زمینه کارآفرینى و هم در زمینه تفریح، در مقالهاى به همین نام مورد توجه «مونا حرب و لارا دیب» (ص ۲۲۷-۲۴۵) قرار داشت.
لازم به ذکر است که نوشتههاى این کتاب اصولا بر دیدگاههاى حزب در مورد خودش مبتنى است. کلمه دوم جامعه دینى است که حزبالله سعى مىکند به آن رنگ و مفهومى متنوع بدهد و اصطلاح دیگر به «جامعه مقاوم» باز مىگردد که در جاى جاى اندیشههاى حزب مطرح مىشود. این موضوع در نقطه مقابل جامعه کور و بستهاى است که دشمنان حزبالله براى آن ترویج مىکنند.
———
حسن شامی ـ الاخبار
منبع:presstv
- غرب به دنبال تکرار سناریوی لیبی در سوریه
- تحلیل الاخبار : سوء تفاهم درباره استراتژی حماس
- بازداشت عناصر اطلاعاتی عربستان و قطر در سوریه
- تلاش عربستان برای شعله ورکردن آتش بحران سوریه از سوی لبنان
- طرح: پیروزی حتمی ملت بحرین
- ۴ ساعت در فرودگاه قاهره بازداشت بودیم
- سفارت آمریکا در سوریه تعطیل شد
- طرح بین المللی کردن بحران سوریه، تازه آغاز شده است
- پیام دیدار اسماعیل هنیه با پادشاه بحرین چیست؟
- بازگشت یکی از رهبران حماس به غزه پس از ۲۱ سال تبعید
- جوانههای بیداری اسلامی
- تشکیل زنجیره انسانی پاکستانیها در حمایت از مردم کشمیر
- طرح: رشد بیداری اسلامی
- معترضان با پرتاب کفش از «صالح» در نیویورک استقبال کردند +عکس
- تامین امنیت اسرائیل هدف اصلی آمریکا برای ناکام کردن انقلابهاست




