نویسنده: ا. م . د (فرزند امت)
شهر در حصار، صدایی می آید
مدت هاست که در محاصره ایم. هر روز کار را بر ما سخت تر و کودکان و زنان بی گناه مان لحظه به لحظه در رنج بیشتر.
لوله های سلاح هایشان به ما خیره اند حرارتشان را احساس می کنیم. اما حرارتشان در میان گرمی هوا و عطش ما گم می شود و فقط رنگ سرخی است که بر دیوارها و سنگ فرش های شهرمان باقی می ماند.
در میان چشمان مردمان خیره به آسمان شهر، گاهی لکه سیاهی دیده می شود.
لکه هایی که سایه هایشان را برروی شهر می اندازند و بعد صدایی، غباری و رنگ سرخی
شهر در حصار، مردم صید شکار. جیره بندی نه، قحطی
شهر در حصار صدایی می آید،
صدای گلوله ای که شلیک شد و صدای افتادن قطره خونی بر خاک.
صدایی می آید کودکی است گریه می کند بهانه ی مادرش را می گیرد اما مادر…
صدایی می آید، صدای در گلو مانده ی کودکی بی آب و صدای گرفته ی مادری بی تاب
شهر در حصار، صدایی می آید،
چقدر نزدیک است،
از درو نخانه است،
از تلویزیون است،
مردمان شهر مات و مبهوت،
آیا او همان دوست ما…دشمن ما…!
شهر در حصار، صدایی می آید،
صدای قهقه است گویی کسی به ما می خندد، انگار آشناست، آری…
شهر در حصار، صدایی می آید،
فریاد یاللمسلمین است،
صدای رسیدن کارد به استخوان است،
تنم می لرزد
شهر در حصار،
دیگر صدایی نمی آید، سکوت، گویی همه خفته اند،
اما نه، هنوز یک نفر بیدار است،
کسی قرآن می خواند…آیه جهاد…
ضربان قلبی تند می شود
شهر در حصار، صدایی می آید،
صدای پای برادرانمان، آماده شهادت،
صدای انفجاری آمد،
خواهرم بود کمربندش را منفجر کرد
شهر در حصار، صدایی می آید،
صدای خاییدن دندان های خصم از خشم،
صدای رعشه اندام ها از ترس،
صدای شنی های تانک،
سنگ هایشان را بسته اند و سگهایشان را گشوده اند.
شهر در حصار، صدایی می آید،
از بیرون شهر است فریاد یاری است اما نه از بلند گوی سازمان ملل، کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب
ملت های بیدارند، برادرانمانند که به یاریمان آمده اند.
جوانمردان سراغ از ما گرفته اند،
کورسویی از نور بر ما می تابد،
حصاری شکسته می شود،
راه تنفسی باز می شود،
کودکی می خندد،
مادری می گرید،
ناامیدی امیدوار می شود
دیگر شهر در محاصره نیست اما مبارزه ادامه دارد تا او بیاید،
هنوز زخم شهر التیام نیافته است و هنوز شهرهای دیگری در محاصره اند،
او باید بیاید تا مبارزه کامل شود،
او باید بیاید تا جملگی رها شویم.
صدایی می آید، چقدر دلنشین است، بانگ اذان،
همه به او اقتدا کرده اند حتی مسیح…الله اکبر…
شهر: غزه