۲۰:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۲/۴

چرا آقای هاشمی به دنبال تغییر در سیاست کلی نظام در مورد فلسطین است؟

مسئله‌ی رفراندوم برای تعیین سرنوشت فلسطین که در کنار مسئله‌ی مقاومت به عنوان مسئله‌ای مورد قبول همه‌ی افکار عمومی بین‌المللی مطرح شد، حاوی دعوت به رفراندوم همه‌ی ساکنان حقیقی فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی بود که قبل از 1948 هویت فلسطینی داشته‌اند (یا به واسطه‌ی نسل‌های قبلی دارای آن شده‌اند)، اما آقای هاشمی در متن مورد اشاره مهاجران یهودی را صاحب حق رأی در مورد سرنوشت فلسطین اعلام کرده!

هاشمی رفسنجانی

تریبون مستضعفین؛ محمدصادق شهبازی: چند روز پیش علی اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه با فصلنامه مطالعات بین‌المللی مطالبی بیان کرد که به واسطه‌ی بخش هولوکاست آن خبرساز شد،  اما بخش پایانی این سخنان حاوی مسئله‌ای خطرناک و تغییر در سیاست جمهوری اسلامی در مورد مسئله‌ی فلسطین بود. وی گفت: «من فکر می‌کنم یهودی‌هایی که آمدند و مهاجر هستند و همه فلسطینی‌هایی که در آنجا هستند و یا مهاجر هستند و نیستند، اگر الآن رفراندومی شود، باز به نفع فلسطینی‌ها تمام می‌شود. چون فلسطینی‌ها حدود ۸ میلیون هستند و آنها هنوز پنج، شش میلیون هستند».

شایان ذکر است مسئله‌ی رفراندوم برای تعیین سرنوشت فلسطین که در کنار مسئله‌ی مقاومت به عنوان مسئله‌ای مورد قبول همه‌ی افکار عمومی بین‌المللی مطرح شد، حاوی دعوت به رفراندوم همه‌ی ساکنان حقیقی فلسطین اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی بود که قبل از ۱۹۴۸ هویت فلسطینی داشته‌اند (یا به واسطه‌ی نسل‌های قبلی دارای آن شده‌اند)، اما آقای هاشمی در متن مورد اشاره  مهاجران یهودی را صاحب حق رأی در مورد سرنوشت فلسطین اعلام کرده و صرفاً با استناد به اکثریت جمعیتی فلسطینی‌ها به نتیجه‌ی این رفراندوم استناد می‌کند، اکثریتی که در طول چند نسل و با سیاست کنترل جمعیت فلسطینیان و رشد روزافزون جمعیت اسرائیل می‌توان کفه‌ی ترازو را به ضرر مردم فلسطین برگرداند. حال‌آن‌که رهبر انقلاب، بر خلاف دیدگاه هاشمی مسئله را به صورت نخست مطرح می‌کنند:

«همه‌‏ى صاحبان حق در سرزمین فلسطین اعم از مسلمان و مسیحى و یهودى در یک همه‌‏پرسى، ساختار نظام خود را انتخاب کنند و همه‌‏ى فلسطینى‌‏هائى که سال‌ها مشقت آوارگى را تحمل کرده‏‌اند نیز در این همه‌‏پرسى شرکت کنند» (۱۴/ ۱۲/ ۱۳۸۷ بیانات رهبر انقلاب در چهارمین کنفرانس حمایت از ملت فلسطین‏).

«راه‌حلّ نظرخواهى از خودِ مردم فلسطین؛ همه‌‏ى کسانى که از فلسطین آواره شده‏‌اند؛ البته آن‌‏هایى که مایلند به سرزمین فلسطین و به خانه‌‏ى خودشان برگردند…. این کسانى که در لبنان و در اردن و در کویت و در مصر و در بقیه‌‏ى کشورهاى عربى سرگردانند، به کشور و به خانه‌‏ى خودشان فلسطین برگردند- آن‌‏هایى که مایلند؛ نمى‌‏گوییم کسى را به زور بیاورند- و از کسانى که قبل از سال ۱۹۴۸ که سال تشکیل دولت جعلى اسرائیل است، در فلسطین بوده‏‌اند- چه مسلمانشان، چه مسیحى‏شان، چه یهودى‏شان- نظرخواهى شود. این‏ها در یک نظرخواهى عمومى، رژیم حاکم بر سرزمین فلسطین را تعیین کنند.. مردم فلسطین جمع شوند، رأى بدهند و نوع رژیمى را که در این کشور باید حاکم باشد، انتخاب کنند. آن رژیم و آن دولت، تشکیل شود و در باره‌‏ى کسانى که بعد از سال ۱۹۴۸ به سرزمین فلسطین آمده‌‏اند، تصمیم‏‌گیرى کند» (۱۶/ ۰۱/ ۱۳۸۱بیانات رهبر انقلاب در خطبه‏‌هاى نماز جمعه‌‏ى تهران‏).

«اساساً این غدّه‌‏ى سرطانىِ اسرائیل باید از این منطقه کنده شود. این یک فرمولِ کاملًا انسانىِ قابل قبول هم دارد و آن این است که همه‏‌ى مردم فلسطین نه مردمى که از جاهاى دیگرِ دنیا به فلسطین مهاجرت کرده‏‌اند از اردوگاه‌ها و از همه جاى دنیا به فلسطین برگردند و تکلیف حکومت خودشان را که از آن‏ها باید تشکیل شود تعیین کنند... بالاخره این قطعه‌‏ى از دنیا که در اینجا قرار دارد،مردمى داشته است؛ این مردم امروز هم هستند و زنده‌‏اند؛ چند میلیون نفر در همان‌جا زندگى مى‏‌کنند، چند میلیون نفر هم در خارج از آن‌جا در لبنان و اردن و نقاط دیگر زندگى مى‏‌کنند؛ این‏ها بیایند در همان‌‏جا اجتماع پیدا کنند و خودشان حکومت خود را انتخاب کنند؛ این روشِ بسیار درستى است» (۲۵/ ۰۹/ ۱۳۷۹بیانات رهبر انقلاب در خطبه‏‌هاى نماز جمعه‏‌ى تهران‏).

«باید آواره‌‏هاى فلسطینى به کشورشان برگردند. این هشت میلیون نفر، صاحبان اصلى فلسطینند. البته اکثریت قاطع مردم فلسطین، مسلمانند و در میانشان تعداد کمى هم از فلسطینیهاى یهودى و مسیحى هستند. صاحبان فلسطین و ملت فلسطین، دولت تشکیل دهند؛ آن دولت تصمیم بگیرد که آیا مهاجرانى را که از سایر کشورها به داخل فلسطین آمده‌‏اند و در حال حاضر در آن‌جا هستند، نگه‌دارد با چه شرایطى نگهدارد یا برگرداند» (۱۰/ ۱۰/ ۱۳۷۸ بیانات رهبر انقلاب در خطبه‏‌هاى نماز جمعه‏‌ى تهران‏).

«راه‌حل این است که آوارگان فلسطینى از لبنان و هر نقطه‌‏ى دیگرى که هستند، به فلسطین برگردند. این چند میلیون فلسطینى‌‏اى که در بیرون فلسطین زندگى مى‏‌کنند، به فلسطین برگردند. مردم اصلى فلسطین چه مسلمان، چه مسیحى، چه یهودى رفراندوم کنند و تصمیم بگیرند که چه رژیمى بر کشورشان حاکم باشد. اکثریت قاطع مسلمانند؛ تعدادى هم یهودى و مسیحى‏‌اند که این‏ها ساکنان اصلى سرزمین فلسطین‌‏اند و پدرانشان در اینجا زندگى کرده‏‌اند. نظامى را که مطلوب این جمعیت است، سرِ کار بیاورند؛ بعد آن نظام تصمیم بگیرد با کسانى که در طول این چهل سال، چهل و پنج سال و پنجاه سال به فلسطین آمده‏‌اند، چه کار کند (۲۹/ ۰۷/ ۱۳۷۹سخنرانى در اجتماع بزرگ بسیجیان شرکت‏کننده در اردوى فرهنگى، رزمىِ یاران امام على (ع)).

«این کشور متعلق به مردم فلسطین است؛ فلسطین متعلق به فلسطینى‌‏هاست و سرنوشت فلسطین را هم باید فلسطینى‌‏ها معین کنند... ملت فلسطین؛ مردمانى که فلسطین متعلق به آن‌‏هاست- از مسلمان، یا مسیحى، یا یهودى- و سرزمین تاریخى آن‏هاست و تاریخ و جغرافیا به این گواهى مى‏‌دهد، بایستى رأى و نظر بدهند؛ آن‏‌ها در یک نظرخواهىِ مقابل چشم مردم جهان، در یک رفراندوم، تکلیف دولت فلسطین را معین کنند؛ و آن دولت، دولت مشروعى خواهد بود... در باره‏‌ى آن کسانى هم که به این سرزمین از نقاط مختلف دنیا مهاجرت کردند، آن دولت تصمیم‏گیرى خواهد کرد که چه باید بکند» (۱۳/ ۰۸/ ۱۳۸۴ بیانات در دیدار کارگزاران نظام جمهورى اسلامى به مناسبت عید سعید فطر).

«یک رفراندوم و همه‏‌پرسى‏‌اى از مردم فلسطین انجام بگیرد؛ هر رژیمى را که آنها بر طبق رفراندوم رأى دادند، آن رژیم باید بر کل فلسطین حاکم شود. بعد آنها خودشان تصمیم خواهند گرفت که با این صهیونیستهائى که از خارج وارد کشور فلسطین شدند، چه معامله‏اى بکنند؛ این بسته به نظر آن رژیمى است که برخاسته‏ى از آراء مردم فلسطین است (۱۴/ ۰۳/ ۱۳۹۰ بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینى (ره)).

بر این اساس سیاست رسمی جمهوری اسلامی تعیین تکلیف برای فلسطین از جانب فلسطینیان ساکن آن‌جا قبل از ۱۹۴۸ (تشکیل اسرائیل) و آواره‌های فلسطینی است تا آن‌ها در مورد سرنوشت یهودیان مهاجر تصمیم‌گیری کنند، حال سوال این‌جاست که آقای هاشمی چه اصراری بر تغییر این سیاست جمهوری اسلامی دارد؟ این تغییر موضع جمهوری اسلامی از جانب پدر جریان مدعی اعتدال با چه نیتی صورت می‌گیرد؟ چرا باید سرنوشت مسئله‌ی فلسطین با سخنان نسنجیده با هاله‌ای از ابهام مواجه شده، راه برای زورگویی دشمن باز و راه‌حل نظام جمهوری اسلامی به خود تبدیل شود؟ 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*