۱۱:۳۳ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۷

ناحی العلی

العلی بعدازظهر روز چهارشبه 22/7/1987 هنگام ورود به ساختمان دفتر روزنامه القبس در لندن، هدف گلوله ای قرار گرفت که او را پس از یک اغمای 38 روزه، به آرزویش که شهادت در راه عقیده اش بود رساند.

naji2امت اسلامی- حامد شیخ پور:

اگر از هر فلسطینی بپرسی شهید ناجی العلی کیست و چرا فلسطینی‌ها خود را مدیون او می دانند؟ بی درنگ این دو جمله را از او می شنوی: ناجی، خالق حنظله، شخصیت کاریکاتوری مشهوری است که در افکار عمومی جهان به عنوان نماد فلسطینیان شناخته می شود؛ او همچنین مخترع پرتاب سنگ به عنوان نماد جهاد، مبارزه و در عین حال مظلومیت ملت فلسطین است.

این نمادآفرین بزرگ فلسطینی، در سال ۱۹۳۶ در روستای شجره بین ناصره و طبریا یعنی همان منطقه ای که مسیح در آن می زیست متولد شد، اما خانواده تنگدست ناجی، هنگامی که او ۱۲ سال بیش نداشت آواره شدند و به سوی بنت جبیل در لبنان رخت بربستند؛ آنگاه به اردوگاه عین الحلوه در شرق صیدا پناه بردند و در همین اردوگاه بود که ناجی دریافت که خود، خانواده، دوستان و مردم کشورش قربانی توطئه مشترک انگلیس، فرانسه و جنبش جهانی صهیونیسم شده اند.
او پس از پایان تحصیل در مدرسه اتحادیه کلیساهای مسیحی لبنان، مدتی با مشاغلی چون باغبانی و مکانیکی سر کرد و سپس به همراه دوستش محمد نصر برای یادگیری رشته صنایع به طرابلس رفت. ناجی پس از گذراندن یک دوره آموزشی دو ساله برای کار در کارگاه ها عازم بیروت شد و همزمان در شرایطی سخت، در یکی از اردوگاه‌هایی که از سوی صلیب سرخ برپا شده بود سکونت گزید.

در ۱۹۵۷ مانند بسیاری دیگر از لبنانی ها، در جست وجوی کار به عربستان سعودی رفت و دو سال در آنجا ماند و در این کشور بود که طراحی و نقاشی، اوقات فراغتش را پر کرد.

ناجی که در هیچ جا آرام و قرار نداشت دوباره به لبنان برگشت و به جنبش ملی گرایان عرب پیوست اما به خاطر بی نظمی اش در فعالیت حزبی، تنها در مدت یک سال، چهار بار از فعالیت سازمانی کنار گذاشته شد!

در سال ۱۹۶۰ و ۶۱ همزمان با ورود به آکادمی نقاشی جنبش ملی گرایان عرب، نشریه ای سیاسی را به دستخط خود با عنوان الصرخه (فریاد) منتشر کرد، اما ورود وی به این آکادمی یک ماه بیشتر دوام نیاورد و به علت تحت پیگرد قرار گرفتن وی از سوی پلیس لبنان، مابقی سال تحصیلی را در زندان گذراند.

در سال ۱۹۶۳ برای کار در مجله کویتی الطلیعه به عنوان نقاش، مدیر هنری و روزنامه نگار عازم کویت شد و هدفش این بود که با پس انداز درآمدش، برای فراگیری هنر به قاهره یا ایتالیا برود؛ ناجی العلی سپس به مدت هفت سال نیز به استخدام روزنامه کویتی السیاسه درآمد و پس از آن ۹ سال هم در روزنامه السفیر قلم زد.

تجربه وی در این سال‌ها و محبوبیت موضوعات طرح هایش او را به حدی از شهرت رساند که در سال ۱۹۷۹ به عنوان رئیس انجمن کاریکاتور عرب و سپس به عنوان عضو دبیرخانه اتحادیه نویسندگان و روزنامه نگاران فلسطینی برگزیده شد.

در سال ۱۹۸۲ در صیدا از سوی نظامیان اشغالگر رژیم اسرائیل بازداشت و آزاد شد، اما تشدید فشارها وی را به جایی رساند که مجبور شد بار دیگر بیروت را به مقصد کویت ترک گوید و تا سال ۱۹۸۵ در روزنامه القبس قلم بزند.

در این فاصله و همزمان با برپایی ده ها نمایشگاه هنری در شهرهای مختلف جهان، سه کتاب را – که شامل گزیده طرح ها و کاریکاتورهایش بود – نیز منتشر کرد. العلی که در طول زندگی هنری خود بیش از ۴۰ هزار کاریکاتور کشید همچنین در دو سال پیاپی (۱۹۷۹ و ۱۹۸۰) برنده جایزه نخست نمایشگاه هنرمندان عرب شد.

در سال ۱۹۸۸ اتحادیه بین المللی روزنامه داران، ناجی العلی را به عنوان نخستین روزنامه نگار عرب، یکی از بزرگ‌ترین کاریکاتوریست های پس از پایان قرن هجدهم خواند و وی را به دریافت جایزه قلم طلایی آزادی مفتخر کرد. آساهی شیمبون نیز وی را به عنوان یکی از ۱۰ طراح برجسته جهان معرفی کرد.

اما بیشتر این جوایز را که پس از شهادت ناجی به وی تعلق گرفت همسرش وداد صالح نصر و فرزندانش خالد، اسامه، لیال و جودی دریافت کردند.

العلی بعدازظهر روز چهارشبه ۲۲/۷/۱۹۸۷ هنگام ورود به ساختمان دفتر روزنامه القبس در لندن، هدف گلوله ای قرار گرفت که او را پس از یک اغمای ۳۸ روزه، به آرزویش که شهادت در راه عقیده اش بود رساند.

العلی اگرچه هدف گلوله آتشین دشمنان و بدخواهانش قرار گرفت، اما به گفته خانواده اش با شهادتش تاوان عقیده همیشگی اش را – که آزادی کامل سراسر سرزمین فلسطین از چنگال رژیم اسرائیل بود – پرداخت.

وصیت او این بود که پیکرش را در زادگاهش یا اردوگاه عین الحلوه دفن کنند، اما شایعات در مورد احتمال اغتشاش در تشییع و انتقال پیکر العلی به فلسطین یا لبنان و کارشکنی برخی مقامات فلسطینی، خانواده العلی را وادار کرد تا پس از خواندن نماز بر پیکر وی در مرکز فرهنگی اسلامی لندن، به خاکسپاری وی در گورستان بروک وود در منطقه وایکینگ رضایت دهند.

اگرچه به رغم تحقیقات اسکاتلندیارد، عوامل ترور العلی مشخص نشدند، اما روزنامه کویتی الوطن پس از شهادت وی در سرمقاله ای با عنوان درختان، ایستاده می میرند، نوشت: بر مرگ ناجی العلی اندوه مخورید، بلکه بر خود و اوضاع خود و بر مردمی که نوآوران خود را می کشند تأسف بخورید. ناجی به شیوه ای از دنیا رفت که خود آن را با آگاهی کامل برگزیده بود… . ناجی العلی در مقابل خانم دکتر رشیده مهران و فعالیت های وی در اتحادیه نویسندگان و روزنامه نگاران فلسطینی ایستاد زیرا وی را جاسوس و فردی نفوذی در تشکیلات سازمان آزادیبخش فلسطین می دانست و اعتقاد خود را مبنی بر ضرورت آزادسازی سرتاسر خاک سرزمین فلسطین از چنگال رژیم اسرائیل آشکارا اعلام می کرد. او را کشتند، زیرا هنرش از مردم نشأت می گرفت. این تک سوار را کشتند، اما هزاران تک سوار دیگر از راه خواهند رسید که با تفنگ قلمشان، راه او را خواهند پیمود… . مهم نیست کسی که او را کشت که بوده و چه ملیتی داشته زیرا هر که این جنایت کثیف را مرتکب شده اهل هر کجا که باشد صهیونیستی شیطان صفت بوده است.

روزنامه لبنانی السفیر، پس از شهادت العلی مسابقه کاریکاتوری را به نام وی ترتیب داد و مرکزی فرهنگی با نام مرکز فرهنگی ناجی العلی نیز با هدف جاودانگی آرمان وی تأسیس شد.

ناجی هیچگاه نام خود را به عنوان امضا در پای آثارش نمی نگاشت بلکه همواره از واژه فلسطین به عنوان امضا بهره می‌برد.

اما شخصیت حنظله که می توان آن را مهم‌ترین شخصیت کاریکاتوری جهان اسلام و جهان عرب دانست کیست و چگونه خلق شد؟
حنظل، تلخ ترین نوع گیاه از تیره گیاه صبر است که در فلسطین، اردن و شامات می روید؛ سر کودک ۱۰ ساله فلسطینی که بعدها به نماد فلسطین در آثار العلی تبدیل شد شبیه این گیاه است که معنای آن مقاومت تلخی است که آرامش و آتش بس نمی شناسد و به همین دلیل است که حنظله در هیچ یک از کاریکاتورهای العلی، چهره خود را به سوی مخاطبان برنمی گرداند مگر در زمان پیروزی های بزرگی چون جنگ الکرامه بر صهیونیست ها و نیز عقب نشینی رژیم اسرائیل از بیروت. در کاریکاتورهایی هم که اثری از حنظله دیده نمی شود العلی سران کشورهای عربی و سازمان‌های بی غیرت جهان عرب را مخاطب قرار داده تا پیام ملت فلسطین را به گونه ای رک و مستقیم به آن‌ها برساند.

حنظله نخستین فلسطینی است که سنگ پرتاب کرد و می توان گفت ناجی العلی مبدع این شیوه مبارزه در فلسطین بود که بعدها به انقلاب سنگ و انتفاضه انجامید.

در واقع، حنظله نمادی از خود ناجی العلی است که از حدود ۱۰ سالگی از سرزمین خود آواره شد و به همین علت است که در تمامی آثار او پیراهنش پیراهنی وصله دار و پاهای او برهنه است.

حنظله، هم ضمیر حاضر است هم غایب؛ هم مخاطب است هم متکلم؛ هم مفرد است و هم جمع و آن‌گونه که خود ناجی العلی گفته است قطعاً حنظله ای را که من آفریدم بعد از من پایان نمی یابد و شاید بتوان گفت که من پس از مرگم از طریق حنظله ادامه خواهم یافت.

منبع : همشهری

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*