نسل جوان معاصر در جهان اسلام مقید به دین است، اما از میان مفاهیم دینی کمترین ارتباط درونی را با مفهوم و شعار “وحدت “ برقرار کرده است. چرا؟ پاسخ را باید در نوع طرح مسأله و نوع نگاه طراحان شعار وحدت جست که جز عده معدودی ما بقی وحدت را مجزای از “حرکت” تعریف کردهاند و مهمتر اینکه خود نیز به حرکت که از مهمترین لوازم وحدت است، پایبند نبودهاند . و باز اینکه در طرح همین بیان ناقص از مقوله اتحاد ،در هیاهوی مسائل نظری ، از ابعاد و بیان عاطفی مقوله وحدت برای عامه به خصوص نسل جوان غافل شدهاند. و از همه مهمتر اینکه عامه مسلمانان در کش و قوسها و تلاطمهای پس از بیداری اسلامی هنوز آن سان که باید ظرف هویت خویش را پیدا نکردهاند، تا در چارچوب آن وحدت را مطالبه کنند .
این در حالی است که دشمنان خارجی ( نظام سلطه ) و دنباله داخلی آنها ( اسلام آمریکایی ) بی وقفه هم سوخت عاطفی تفرقه را و هم عقبه نظری آن را تأمین میکنند و هم در راستای واگرایی امت به تولید جنبشها و حرکتهای اجتماعی پرداخته که طی سالهای اخیر القاعده نمونه بارز آن است و از سوی دیگر به هویت سازی کاذب برای مسلمانان و به خصوص نسل جوان مسلمان در اقصی نقاط جهان اسلام میپردازند.
در دورهای هویت ملی مبتنی بر نظامهای سیاسی دولت _ ملت در زمان و مکان دیگر قومیت گرا امروز نیز نوعی هویت کاذب جهانی ؛ شهروند جهانی و … بخش عمده ای از معضل تفرقه را باید در نگاه راکد و ساکن به مفهوم وحدت جستجو کرد. تا وقتی که آراء مارکس و انگلس در کتابخانههای اروپا خاک میخورد، هیچ اتحادی میان آگاهان و حتی مؤمنان به این آراء حاصل نیامده بود اما زمانی که در طول سالهای جنگ اول جهانی جنبش و حرکت منتهی به انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه در میان معتقدین به این آراء تحت رهبری لنین شکل گرفت ،آن آراء خاک خورده توانست انقلابیون مارکسیست را به سمت ایجاد اتحادی سیاسی که بعدها نام اتحاد جماهیر شوروی به خود گرفت ،منسجم سازد. نه آن آگاهی و نه آن ایمان و نه حرکت و انقلاب و انسجام ضمن انقلاب و آن اتحاد سیاسی پس از انقلاب هیچ کدام قابل قیاس با اتحاد و انسجام مؤمنانه موحدانه نیست. اما سخن در اثبات این مدعاست که اتحاد بدون عمل و حرکت و جنبش پدید نمیآید. چه اتحاد مبتنی بر قراردادهای اجتماعی و مصالح و منافع معاش باشد و چه اتحادی حقیقی که قلوب و جانها را به هم وصل نموده و از آن سو چه حرکت و جنبش جمعی از طمع وحرص منافع مادی مشترک یا ترس و فرار از مضمرات جمعی مشترک باشد سرمنشأ بگیرد، چه از نوع حرکتی باشد که در ادبیات دینی مسلمانان به “جهاد “ تعبیر میشود؛ در هر صورت اتحاد و حرکت لازم و ملزوم یکدیگرند.
اتحاد، هدف نیست بکله ملزوم و محصول جانبی حرکتهای هدفمند است. وحدت را باید در میدان عمل و ضمن حرکت و جهاد طرح کرد. والا وحدت در چه چیز؟ نشستن و دست روی دست گذاشتن که نیازی به وحدت ندارد.
اتحادی که به مثابه جنبش است، با نشستن به دست نمیآید ؛ با رفتن و شدن و در حین حرکت است که حاصل میشود از نرفتن و بی حرکتی است که اجزاء امت رابطه و نقش خویش را نسبت با یکدیگر گم کردهاند و این پیکر برجا نشسته طی حداقل دویست سال اخیر رو به تباهی رفته است. لذا لازمه وحدت، حرکت است و قبل از آن عزم بر حرکت و سپس از آن لاجرم تعیین مقصد امروز این مقصد میتواند مبارزه با استبداد داخلی جهان اسلام باشد، میتواند مسأله فلسطین باشد که از ظرفیتی فوقالعاده برای به حرکت درآوردن و اتحاد جهان اسلام برخوردار است.تعیین اولویتها و تقسیم مسئولیتها پس از جزم کردن عزم برای کنده شدن از وضعیت موجود است. آنگاه راه هم خد را نمایان خواهد ساخت.
توحید، یگانه اصل اساسی جنبش اتحاد است در دو وجه فردی و اجتمای و سه عامل اساسی که فرد و جامعه را بر پایه توحید به سمت مقصد واحد حرکت میدهد “ایمان، آگاهی و جهاد ( علیه طواغیت درونی و بیرونی )است . این سه عنصر مکمل ، هر یک بدون دیگری بی معنی و بیاثر است . ایمان بدون آگاهی ،ایمان نیست . آگاهی بدون ایمان حرکت زا نیست . و جهاد بدون آگاهی جز دوری از مسیر حاصلی ندارد. و ایمان و اگاهی اگر حقیقتا در وجود فرد و جامعه در هم آمیزند لاجرم حرکتها و جد و جهدی را حاصل میشوند که نسبت و رابطه اجزاء را در جهت مقصد مشترک متحد و نسجم میسازند . اتحاد و انسجام اسلامی نیز تا وقتی که مسلمانان به مقصد مشترک خود و لوازم آن فردا و جمعا آگاهی نیابند و این آگاهی در قلوب و اعماق عواطف ملی و بومی تبدیل به ایمان نشود، عزم و اراده و جد و جهدی برای برخاستن وحرکت پدید نخواهد آمد تا در ظل آن خود را منسجم و متحد ببینند.
نمونهها و مصادیق وحدت در حین حرکت و جهاد (آن هم در دشوارترین سطح یعنی شیعه و سنی )در تاریخ معاصر جهان اسلام هر چند اندک اما مثال زدنی است. اتحادی که طی سالهای جهاد و دفاع مقدس ۸ ساله میان رزمندگان مسلمان شیعه و سنی در نواحی مرزی کردستان ایران پدیدار گشت یا وحدتی که میان دو جنبش شیعه حزب الله لبنان و جنبش اهل سنت “ توحید اسلامی ” لبنان ( به رهبری محروم شیخ سعید شعبان) شکل گرفت، جز در میدان مبارزه و جهاد به دست نمیآمد .
البته جهاد وحدت بخش محصور به جهاد مسلحانه نیست بلکه هر نوع جهاد فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی و … را نیز شامل میشود. آنچه طی سالهای اخیر پس از حوادث ۱۱ سپتامبر بر مسمان در غرب میرود ، مسلمانان را به دفاع از خود و هویت خود واداشته و این جد و جهد و جهاد ، الگوهای عملی مثال زدنی از انسجام و اتحاد شیعه و سنی آن هم از ملیتهای مختلف ،گاه محدوده یک شهر یا حتی یک مسجد و سازمان اسلامی به وجود آورده است.
در لندن که یکی از قطبهای طراحی حمله علیه اسلام و مسلمانان است، گروههای اسلامی شیعه و سنی خط دفاعی مشترک برای دفاع از هویت دینی مشترک خود تشکیل دادهاند کمیسیون حقوق بشر اسلامی لندن ( IHRC) که عمده مدیران آن شیعه هستند در کنار سازمانهایی از اهل سنت نظیر العوده ، موسسه اندیشه اسلامی معاصر و کرسنت اینترنشنال الگویی مثال زدنی از انسجام اسلامی را در برنامهها و حرکتهای جهادی خویش که عمدتا صیغه فرهنگی و سیاسی دارد، به نمایش گذاشتهاند ؛ مراسم را از قدس را با هم برگزار میکنند ، کالاهای اسراییلی را با هم تحریم میکنند ،با همکاری یکدیگر علیه اسلام ستیزی روزافزون در غرب به میدان میآیند ، دولت را مؤاخذه میکنند،علیه منع حجاب تظاهرات برگزار میکنند و .. عظام تمیمی سنی ( مسئول سازمان العوده ) در سخنرانی روز قدس لندن تصویر آیت الله خامنهای را بر سینه دارد و شیعیان عکسهای شیخ احمد یاسین را در دست و این همه جز در سایه جنبش و حرکت جمعی حداقل بخش از مسلماناناین کشور حاصل نشده است.
از بی حرکتی و در خلأ بودن جنبشهای اسلامی اصیل است که دشمنان پیش دستی کرده و جریانها و جنبشهای کاذب واگرا چون القاعده را در بطن جهان اسلام تعبیه میکنند. جریانهایی که به جای حرکت به جلو به عقب و به جای جهاد علیه اشغالگران و در رأس آنها اسراییل ، علیه معدود نهضتهای اصیل جهان اسلام وارد صحنه میشوند و به خنثی سازی تأثیر حرکت آنها میپردازند و ظرفیت متراکم انرژی ملتهای مسلمان را اینگونه تخلیه میکنند. و از جهتی چوب تنبیه آمریکا بر سر حکام کشورهای اسلامی هستند برای رامتر کردن حکومتها ، تا به محض خطای برداشت این حکام از ایماء و اشارههای آمریکا ،چون این جریان به نام اسلام اما به کام آمریکا بر سر آنها فرود میآید. و این نیست مگر در نتیجه خلاء جنبشهای اصیل اسلامی که متناسب با شریط در دو میدان مبارزه علیه اشغالگران خارجی و استبداد داخلی جهان اسلام وارد عمل شوند.
سمت و سوی حرکت و جنبش وحدتزا فقط سلبی و مبارزه علیه دشمنان مشترک نیست بلکه میتواند حرکت جمعی و تعامل و تکاتف ایجابی باشد در جهاد سازندگی ، رشد اقتصادی جهان اسلام تولید علم و باز احیاء تمدن اسلامی و … آنچه در این میان وحدت آخرین است سوای از سو و جهت سلبی یا ایجابی حرکت ، نفس تعامل و تکاتف صحیح است . چنانکه نفس مفهوم “اتحاد” به دلیل ماهیت ایجابی به شرطی که درست طرح و تبیین شود، از ظرفیت بسیار بالایی برای جلب توجه اقبال عامله به خصوص نسل جوان جهان اسلام برخوردار است.
از سوی دیگر مقوله اتحاد نیاز به شور آفرینی دینی دارد؛ نیاز به علم هایی که زیر آن سینه زد، گاه گریست و گاه به هیجان آمد. سالهاست که پرچم اتحاد تنها به دست عقلای قوم است و جز عده قلیلی از این دسته مابقی بی علاقه و یا ناتوان از شور آفرینی و بیان اقناعی و عاطفی مفاهیم دینی به خصوص وحدت و انتقال این معنا و مفهوم به عامه مردم و به نسل جوان جهان اسلام بوده اند از این رو یافتن زبان عاطفی برای فریاد زدن وحدت از نیازهای اساسی جنبش اتحاد است.
و از سوی دیگر بدون تشخیص ظرف هویت و شفافیت مرزها و لایههای آن، اتحاد مقدور نیست. چنانکه جریانهای واگرا و تکفیری از ابهام مرزهای هویت سر بر میآورند. تشخیص و تبیین مرزها و لایههای هویت جمعی مسلمانان یا تبیین مبانی نظری امت واحده اسلامی بر عهده نخبگان ( اعم از علما و روشنفکران دینی ) است . اما تشخیص به هویت جمعی یا جاری شدن در ظرف هویت امت واحده بدون حرکت و بسیج عمومی آحاد امت ممکن نیست.
بنابراین بخش عمدهای از معضل تفرقه را باید در نگاه راکد و ساکن به مفهوم “وحدت”جستجو کرد. این نگاه راکد و ساکن در فضا و شرایط پر تلاطم از امواج تفرقه افکن دشمنان جز انفعال عایدی نداشته و نخواهد داشت. اولین گام برای خروج از این انفعال حرکت و کنده شدن از وضعیت راکد موجود به هر نحو ممکن است و قبل از آن دیدن و جستن و تحلیل مفهوم وحدت در وضعیتی غیر ایستا است.
و دیگر اینکه “ اتحاد “زبان عاطفی برای بیان میخواهد و ظرف و بستر هویتی برای جاری شدن.
میثم شیروانی، به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی