از ۱۵ بهمن تا ۱۴ بهمن
از ۱۵ بهمن تا ۱۴ بهمن
۱- چند هفته اخیر رسانه های جهان به شدت به بزرگ نمایی نقض حقوق راهب ها در تبت پرداختند و داد سرکوب آنان به وسیله رژیم چین را سر دادند. و البته در اسفند ماه بعضی از محافل آنان در داخل کشور نیز به طور نمونه در دانشگاه ها با چاپ بروشورهایی به این مسئله دامن زدند.
۲- در جهان سکولار که قرار است دین از سیاست جدا باشد، این گونه تبلیغ می شود که دین(به طور عام) نه توانایی ارائه طرح برای اداره جامعه را دارد(مانند مسیحیت) و نه در صورت ارائه چنین طرحی آن مسئله مطلوب خواهد بود. لذا دین به صورت یک امر فردی جهت خالی شدن از مصائب روزمره در حد ماری جوانا و حشیش کاربرد خواهد داشت. و در راس همه این معنویت های منهای شریعت، عدالت و عقلانیت که بی استثناء تخدیری هستند (عینیت یافته ی تئوری دین افیون توده هاست مارکس برای این نحله ی بشری!) بودیسم است که به نوعی عرفان حشیشی دعوت می کند(با جستجویی ساده در اینترنت می توان ریاضت های آن برای کل زندگی فرد از طفولیت تا کهنسالی را یافت که روشن کننده بسیاری مسائل است.)
۳- چین با رشد اقتصادی بالا و پرجمعیت ترین کشور جهان بودن و به تبع آن نیروی کار ارزان به تولید کالاهای مشابه خارجی دست زده و حتی مارک های معروف جهان در چین کپی می شود و با یک برچسب و با قیمت بسیار کم تر از نمونه اصلی راهی بازارهای بین المللی می شود. و بدین شیوه بازارهای آسیا و حتی اروپا را گرفته است.این امر حتی وضعیت اقتصادی بعضی از این کشورها نظیر آلمان را با بحران مواجه ساخته است و کشوری که در کنار خیابان گذاشتن وسایل نو در آن مثل شده بود، به مرکز خرید اجناس و حتی البسه دسته دوم بدل می شود. و این نشانه ظهور یک قدرت اقتصادی و به تبع آن سیاسی بدیل(alternative) برای لیبرال دموکراسی غربی و به ویژه آمریکا را که قرار بود پایان تاریخ را با لیبرال دموکراسی رقم بزند و از پوپر تا فوکویاما و… نوید ان را داده بودند نشان می دهد.۴- انقلاب اسلامی ایران با نفی نظام دو قطبی جهان و طرح دو اسلام به عنوان طرح اداراه ی همه شئون زندگی به مثابه راه حل سوم و بدیل تمام تمام تفکرات مادی مطرح شد. به تبع فطری بودن شعارهای آن مورد اقبال گسترده مردم و در سراسر جهان به ویژه جهان اسلام قرار گرفت. بیداری اسلامی حاصل از برزخ بی انتهای آفریده شده به وسیله انقلاب و پایدار ماندن جمهوری اسلامی به عنوان اولین ثمره انقلاب اسلامی سبب شد تا بر دامنه این بیداری در طول این سه دهه افزوده شود. به ویژه بعد از سوم تیر و موضع گیری های اول دوره ی ریاست جمهوری رییس جمهو ر نهم بر شدت این امر افزود. شرایطی که قبل از آن نیز طرح لزوم انقلاب های رنگی و تعویض کم هزینه ی رهبران منطقه به ویژه کشورهای تازه استقلال یافته شورم را رقم زده بود که در اوکراین، قرقیزستان، گرجستان و طرح های بعدی مثل لبنان پی گیری شد و همه ی آن ها یک دلیل مشخص داشت. جلوگیری از ظهور اسلام گرایان که اساس اندیشه آنان بر اساس قیام مقابل کفر و طاغوت، مبارزه با ظلم و نفی سبیل است که قطعا با یا بدون ارتباط به دست های بلند ام القرای اسلام گرایی یعنی جمهوری اسلامی بدل خواهند شد و بلوک ضد امریکایی قوی در منطقه شکل خواهد گرفت که می تواذد نه تنها سرنوشت منطقه که با توجه به در دست داشتن منابع انرژی و منابع انسانی جوان سرنوشت دنیا را رقم بزند.
۵- اندیشه معنویت های منهای عقلانیت و آرمان و عدالت خواهی و عرفان های حشیشی به ویژه بودیسم که در ذات خود بیگانه از عرصه اجتماع است و به همین دلیل به شدت حدود ۵ سال است که برای از صحنه عمل به دور کردن نیروهای جوان جوامع اسلامی علی الخصوص ایران به شدت در آن ها تبلیغ می شود، ناگهان در یک تناقض آشکار به عرصه کسب قدرت و احقاق حقوق و اضافه حقوق خود بر می آید و راهب ها در مقابل دولت چین می ایستند و رهبر آن ها مرد صلح کل –دالایی لاما- با چراغ سبز گرفتن از استکبار جهانی به تبع دست بوسی سابق از او به صحنه می آید.
۶- هدف داوری ارزشی در مورد اقدام دالایی لاما و راهبان پیرو او و تقبیح یا تحسین اقدامات دولت چین در این زمینه نیست که در این صحنه القاتل و المقتول کلاهما فی النار! باید عمیق تر به این مسئله و انگیره ها و عومل آن نگاه کرد. از جمله می توان دلابل زیر را برای آن برشمرد.الف) گرفتن جلوی رشد چین (به عنوان بدیل آمرکیا در چارچوب اندیشه مدرن) و ایجاد بحران داخلی به قصد ایجاد مشکل و هزینه برای دولت چین و نیز از بین بردن وجهه بین المللی آن با طرح آن به عنوان ناقض حقوق بشر و ایجاد اهرم فشار بر آن برای جلوگیری از موضع مستقل از آمریکا به صورت نمونه در قابل ایران.ب) ارائه ی دین تخدیری منهای تولی و تبری و مبارزه با ظلم در منطقه که دست در دست استکبار نیز دارد به عناون بدیل تفکر اسلامی. همزمان با سیاه نمایی اصول گرایی اسلامی به وسیله القاعده و طالبان و بنیادگرایی و خشونت طلبانه معرفی کردن اندیشه اسلام گرایان. برای جلوگیری از گرایش ملت های تحت ستم منطقه و جهان به آن در اوج بحران جهانی خلا معنویت.ج) جلوگیری از به قدرت رسیدن گروه های مسلمان چین به عنوان بزرگ ترین اقلیت آن که تعداد آنان طبق برآورد های گذشته حتی از جمعیت ایران نیز بیشتر است و در صورت تجدید سازمان و تغییر شرایط توانایی برهم زدن معادلات بازیگران کمونیست فعلی چین را خواهند یافت و البته سال هاست به همین علت تحت ظلم و ستم می باشند که تنها یک نمونه از آن که اندک بازتاب بیرونی پیدا کرد کشتار بیرحمانه مسلمانان سینگ کیانگ جند سال پیش از این بود.د) منحرف کردن افکار عمومی از مسائل جدی و جدید خاور میانه و قتل عام عراق و افغانستان و در راس همه بحران فلسطین و به ویژه فاجعه ی انسانی غزه.
۷- اما می توان در مقابل این استراتژی شوم پاداستزاتژی های مختلفی را پی گیری کرد که بعضا کوتاه مدت و بعضا میان مدت و بلند مدت می باشند:الف) در راس همه موارد احتیاج به بازتولید آرمان گرایی دینی هم در بخش عملی و هم در بخش نظری و مبانی آن در ام ابقرای جهان اسلام (جمهوری اسلامی ایران) بر اساس مبارزه با ظلم و استکبار و در راس همه آرمیکا و اسرائیل است. با تعیین حدفاصل خود با بنیادگرایی سلفی و القاعده ای. از ملزومات تحقق آین امر، تقویت جریان های اسلام گرا در منطقه چه از طریق ارتباطات غیر دولتی و چه از طریق عمل دستگاه های حکومت مربوط هستیم.ب) ایجاد اتحاد منطقه ای بین ایران و جین و حتی در صورت لزوم هند و روسیه. این اتحاد هم به تقویت بلوک ضد آمریکا در منطقه کمک خواهد کرد هم ابزار چانه زنی جمهوری اسلامی برای بهبود وضعیت مسلمانان مظلوم چین را فراهم خواهد آورد و هم پای فعالان حزب اللهی را به آن جا بازخواهد کرد.ج) ارتباط گیری با مسلمانان مظلوم چین و تقویت آنان و پی گیری وضعیت آنان و طرح آن در رسانه ها که البته اگر اتحاد منطقه ای با چین تحقق بیابد این کار از سمت حاکیت در مرحله اعلامی منتفی خواهد بود و باید بهع سمت جریان اعمالی و هم چنین حرکت های غیردولتی مردم نهاد و دانشجویی و… برویم.د) طرح و توجه و ضریب دادن به تحولات جاری منطقه مثل عراق و در راس همه مسئله فلسطین و به ویژه غزه و جلوگیری از فراموشی آن در اذهان که بیش از همه به وسیله تشکل های مردم نهاد و دانشجویی امکان پذیر است و به صورت نمونه در فاجعه غزه ۲۰۰۶ با چند روز حرکت های ساده و کوچک جریان دانشجویی در میان جام جهانی فضای رخوت آلود شکسته شد و حتی رسانه ملی مجبور به پرداختن به این موضوع شد.ه) طرح نقض حقوق بشر در غرب و امریکا و واداشتن آنان به پاسخ گویی در این موارد که این هم قطعا احتیاج به پشتوانه قوی مرم، نخبگان و دانشجویی دارد و حتی فارغ از اقدامات دولت به صورت مستقل قابل پی گیری است. کما این که تشکل های اسلام گرای غیر دولتی در غرب مانند کمیسیون حقوق بشر اسلامی در این زمینه کملا موفق عمل کرده و در معادلات تبدیل به وزنه شده اند و بسیاری جاها نظام سلطه را مجبور به عقب نشینی کرده اند.در قالب های الف) نقض حقوق اقلیت های قومیف نژادی، زبانی و…ب) نقض آزادی بیان گروه های مستقل حتی بعضی احزاب چپ(البته در حد گفتمان سازی جزو اصول تفکر غربی بودن نقض حقوق مخالفین)ج) نقض حقوق مسلمین در غرب
۸- به صورت کلی جریان دالایی لاما ثابت کرده است که یک جریان وابسته است و قاتل و مقتول این دعوا به سبب رویارویی ذو باطل یعنی حزب کمونیست حاکم و نحله ی راهبان! وابسته به آمریکا هر دو بک دعوای درون اندیشه غیر فطری و مدرن بوده و مانند آن چه در کتب روایی ما درباره بسیاری نزاع های آخر الزمان آورده اند در آتش هستند. بهترین راهبرد کلان برای سیاست خارجی ما نیز به جای سرگرمی به این دعواهای زرگری پرداختن به مسادل ریشه ای است که مهم ترین های آن در این نوشت به بحث گزارده شد.
۹- و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین
- غرب به دنبال تکرار سناریوی لیبی در سوریه
- تحلیل الاخبار : سوء تفاهم درباره استراتژی حماس
- بازداشت عناصر اطلاعاتی عربستان و قطر در سوریه
- تلاش عربستان برای شعله ورکردن آتش بحران سوریه از سوی لبنان
- طرح: پیروزی حتمی ملت بحرین
- ۴ ساعت در فرودگاه قاهره بازداشت بودیم
- سفارت آمریکا در سوریه تعطیل شد
- طرح بین المللی کردن بحران سوریه، تازه آغاز شده است
- پیام دیدار اسماعیل هنیه با پادشاه بحرین چیست؟
- بازگشت یکی از رهبران حماس به غزه پس از ۲۱ سال تبعید
- جوانههای بیداری اسلامی
- تشکیل زنجیره انسانی پاکستانیها در حمایت از مردم کشمیر
- طرح: رشد بیداری اسلامی
- معترضان با پرتاب کفش از «صالح» در نیویورک استقبال کردند +عکس
- تامین امنیت اسرائیل هدف اصلی آمریکا برای ناکام کردن انقلابهاست




