چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ - 16 ربيع أول 1433 - Wednesday, 8 Feb 2012
بالاتر از فاجعه سیل پاکستان
سه شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۹ | ۰۹:۴۵ ق.ظ
سازمان کنفرانس اسلامی بعد از گذشت دو هفته از آغاز فاجعه به فکر تشکیل جلسه افتاد و اکنون که نزدیک به یکماه است مردم سیل زده پاکستان در آوارگی بسر می‌برند و با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند هنوز معجزه‌ای از این سازمان عریض و طویل ندیده اند

سیل پاکستان، علاوه بر هزاران کشته، حداقل ۲۰ هزار نفر را بی خانمان و آواره کرده بطوری که همه‌ی آنها در معرض گرسنگی و انواع بیماری‌ها هستند و بیش از سه میلیون کودک پاکستانی نیز در اثر بیماری‌های ناشی از سوءتغذیه و فقدان بهداشت، با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند. اکنون نزدیک به یکماه از آغاز این فاجعه می‌گذرد ولی از ابعاد غم انگیز آن نه تنها کاسته نشده بلکه هر روز گسترش یافته است.

یک نکته‌ی مهم درباره این فاجعه اینست که چرا جامعه جهانی و به ویژه جهان اسلام نتوانسته در مواجهه با سیل پاکستان بر این فاجعه فائق آید و مانع گسترش ابعاد آن شود؟

شاید صورت روشن‌تر این سئوال این باشد که جامعه جهانی نتوانسته بر این سیل فائق آید و یا نخواسته؟

اینکه سازمان کنفرانس اسلامی بعد از گذشت دو هفته از آغاز فاجعه به فکر تشکیل جلسه افتاد و اکنون که نزدیک به یکماه است مردم سیل زده پاکستان در آوارگی بسر می‌برند و با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند هنوز معجزه‌ای از این سازمان عریض و طویل ندیده اند، و اینکه سازمان ملل تاکنون فقط توانسته نیمی از بودجه‌ای که خود تشخیص داده باید به سیل زدگان پاکستانی اختصاص دهد را جمع‌آوری کرده ولی هنوز هیچ مرهمی بر زخم‌های آنان نگذاشته، و اینکه کمک‌های کشورهای اسلامی به سیل زدگان پاکستانی بقدری ناچیز و همراه با تأخیر بوده که نمی‌تواند اقدام موثری در مقابله با این فاجعه محسوب شود، اینها همه نشان می‌دهند وجدان جامعه جهانی و حتی جهان اسلام آنگونه که باید و شاید بیدار نیست و این فاجعه بالاتر از فاجعه سیل پاکستان است.

اگر فرض کنیم همه خواستند به سیل زدگان پاکستانی کمک کنند و به موقع نیز اقدام کردند ولی نتوانستند، باز هم باید بپذیریم که برای بشر امروز این یک فاجعه بزرگ است، بزرگتر از فاجعه سیل پاکستان. بشر امروز ادعا می‌کند بر قله علم و صنعت و پیشرفت ایستاده و کرات آسمانی را در تسخیر خود دارد، با اینحال نمی‌تواند با یک رویداد زمینی مقابله کند و آنرا بموقع مهار نماید.

نکته دوم اینست که اگر بپذیریم بشر ا مروز از مقابله با رویدادی همچون سیل پاکستان عاجز است، باید این ناتوانی را به حساب اشتغال بی حد و حصر آنها به درگیری‌های سیاسی و جنگ قدرت بگذاریم، واقعیتی که فرصت و قدرت و مجال فکر کردن به مصائب مردم را از آنها گرفته و حتی عوارض جنگ قدرت و درگیری‌های سیاسی آنها را بلای جان مردم کرده است. امروز، راه مردم در سراسر جهان از راه دولت‌ها جداست و درست به همین دلیل است که مشکلات فکری، اخلاقی، فرهنگی و معیشتی مردم هر روز بیشتر می‌شود و البته فاصله میان مردم با دولت‌ها نیز درحال افزایش است. در چنین وضعیتی، طبیعی است که واقعه‌ای همچون سیل پاکستان هرچه بخواهد بر سر مردم بیاورد و دولت‌ها حتی اگر بخواهند هم نتوانند کاری کنند و دست ملت‌ها هم از همه جا کوتاه است.

و سومین نکته اینست که وقایعی از قبیل سیل پاکستان، آتش سوزی جنگل‌های روسیه و ترکیه، سونامی جنوب شرق آسیا، سیل چین، آلودگی خلیج مکزیک و سیل‌های اروپا و آمریکا در سالهای اخیر، همگی نشان از عجز بشر در برابر حوادث طبیعی دارند.

مردم همواره حوادث را می‌بینند ولی بسیاری از آنان به خود زحمت نمی‌دهند درباره آنچه مشاهده می‌کنند لحظه‌ای درنگ نمایند و به عمق بروند و درس‌های لازم را از آنچه می‌بینند بگیرند. حتی عده‌ای در اثر بی توجهی به فعل و انفعالات طبیعی جهان، از خدا گلایه می‌کنند که چرا اجازه می‌دهد چنین حوادثی رخ دهند و زندگی بسیاری از مردم را دستخوش نابسامانی کنند!

آنها توجه ندارند که عالم طبیعت، مجموعه‌ای از پدیده هاست که از ترکیب آنها همه چیز امکان پیدا می‌کنند راه تکامل را بپیمایند و به نقطه مطلوب برسند. گرما، سرما، برف، باران، رطوبت، خشکی، حادثه، آرامش، طوفان، نسیم، گل، خار، علم، جهل، مهربانی، خشونت، لطافت، شور، شیرین، کویر، گلستان، صحرا، کوه، پستی، بلندی و سایر امور متضاد هستند که جهان طبیعت را شکل می‌دهند و به بستری برای ادامه حیات تبدیل می‌کنند. سیل و زلزله و سایر حوادث طبیعی نیز بخش‌هائی از همین مجموعه هستند و آنچه مهم است اینست که انسان که همه چیز برای او و به منظور تکامل او آفریده شده‌اند بتواند از امکانات بی انتهائی که در اختیار دارد بهره برداری مناسب نماید و بر حوادث فائق آید.

امروز، در قرن پیشرفت شگرف علم و صنعت و در دوران چیرگی بشر بر طبیعت و نزدیک کردن اعجاب آور مکان‌ها به یکدیگر و از میان برداشتن فاصله‌ها و صرفه جوئی در زمان با بهره گیری از علم ارتباطات و تسخیر کرات آسمانی و در اختیار داشتن امکانات بی نظیر نظامی با قدرت تخریب بسیار بالا، هنوز همین بشر در برابر قهر طبیعت، که بخشی از فعل و انفعالات جهان هستی است، عاجز و درمانده است. گاهی دست‌ها را بطور کامل به علامت تسلیم محض در برابر طبیعت بالا می‌برد و گاهی با تحمل تلفات و خسارات بالا تا حدودی به ترمیم خسارات موفق میشود.

این، نشانه ضعف انسان در برابر طبیعت است. این ضعف، به افراد معمولی که امکاناتی و قدرتی در اختیار ندارند محدود نمی‌شود بلکه همه‌ی قدرتمندان و صاحب منصبان و حاکمان و دولتمردان و صاحبان مال و منال را نیز در بر می‌گیرد. مفهوم روشن این واقعیت اینست که انسان امروز با انسان هزاران سال قبل تفاوتی نکرده و همانگونه که فرعون و نمرود در برابر قدرت دیگری احساس عجز و درماندگی می‌کردند، قدرتمندان و حاکمان امروز نیز همانقدر عاجز و درمانده‌اند هر چند امروزی‌ها امکاناتی در اختیار دارند که نمرود و فرعون هرگز تصورش را هم نمی‌کردند.

آیا همین واقعیت‌ها نباید قدرتمندان را به تفکر وادارد و به آنها بفهماند که باید از زیاده خواهی‌ها و سلطه طلبی‌ها که محصول خود بزرگ بینی و بی توجهی به ضعف‌های واقعی انسان است دست بردارند و پا را از گلیم خود بیرون نگذارند؟ ما اکثر العبر واقل الاعتبار!

روزنامه جمهوری اسلامی، به نقل از سایت اسلام تایمز

Comments are closed.