چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ - 16 ربيع أول 1433 - Wednesday, 8 Feb 2012
آیا سرنوشت رژیم صهیونیستی با شارون گره خورده است؟
دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۹ | ۰۹:۴۲ ق.ظ
مرگ مغزی شارون یکی از پاشنه آشیل های رژیم صهیونیستی به شمار می رود که هر گونه کنکاش در این زمینه می تواند ابعاد تازه ای زیر پوستین تنش ها و تسویه حساب های داخلی را اشکار و افشا سازد

آریل شارون به همراه شیمون پرز رئیس جمهور این رژیم تنها بازماندگان نسل قدیم سران صهیونیست هستند که از بنیانگذاران رژیم صهیونیستی به شمار می آیند.

در حالی‌که هنوز موجویت این رژیم تثبیت نشده است ، به نظر می رسد با توجه به شکاف های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روز افزون در جامعه صهیونیستی و همچنین رمیان نسل قدیم و جدید رهبران صهیونیستی و از همه مهمتر با توجه به ناپختگی که نسل جدید رهبران صهیونیست از اولمرت گرفته تا نتانیاهو و لیبرمن در دوره ریاستشان از خود نشان داده اند، در مجموع این نگرانی در میان تصمیم گیرندگان راهبردی رژیم صهیونیستی ایجاد شده است که انقراض نسل قدیم رهبران صهیونیست که از مقبولیت و مشروعیت نسبتا بالایی در میان صهیونیست ها برخوردار بودند ، قوام و دوام موجودیت این رژیم بیش از پیش متزلزل شود . از این دید حفظ اخرین بازماندگان نسل قدیم رهبران صهیونیست حتی به صورت مرگ مغزی شارون با موجودیت این رژیم گره خورده است .

از این دید برخی از کارشناسان اقدام تحریک امیز اخیر رژیم صهیونیستی رادر جنوب لبنان طرحی برنامه ریزی شده از سوی این رژیم برای تحت الشعاع قرار دادن درز خبر مرگ فیزیکی اریل شارون ارزیابی می کنند اما واکنش قاطع ارتش لبنان انچنان برای ارتش و مسئولان این رژیم غیر منتظره بود که ارتش این رژیم را بر ان داشت که برای توقف درگیری و انتقال اجساد و مجروحان خود از نیروهای یونیفل کمک بطلبد انهم در حالی ارتش صهیونیستی در ماههای اخیر برای نشان دادن بازیابی قدرت و توان خود پس از جنگ ۳۳ روزه مرتب به تهدیدهای نظامی متوسل می شد.

همچنین واکنش غیر منظره ارتش لبنان موجب شد که همانند جنگ ۳۳ روزه هم بین نظامیان و هم بین انها و سیاستمداران اسرائیلی اختلاف بیفتد و هر یک دیگری را مسبب این درگیری و شکست معرفی کنند .

از طرف دیگر مرگ مغزی شارون یکی از پاشنه آشیل های رژیم صهیونیستی به شمار می رود که هر گونه کنکاش در این زمینه می تواند ابعاد تازه ای زیر پوستین تنش ها و تسویه حساب های داخلی را اشکار و افشا سازد.

زیرا مرگ مغزی شارون در زمانی اتفاق افتاد که وی به شدت به علت اجرای طرح یکجانبه خروج از غزه و یا تحقق نیافتن وعده خود برای مهار انتفاضه مسجد الاقصی در سه ماه ، تحت فشارها و انتقادهای شدید داخلی بود و بر همین اساس این احتمال وجود دارد که مرگ مغزی در نتیجه تسویه حساب داخلی صورت گرفته است و از این لحاظ به نظر می رسد مسئولان صهیونیستی از این نگران هستند که اعلام رسمی مرگ شارون موجب تشدید اختلافات داخلی شود. با وجود اینکه زمینه های شکاف و اختلاف میان صهیونیست ها همچنان پابرجا و روبه گسترش است اما پس از شکست در جنگ های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه که اختلافات داخلی از عوامل موثر در این شکست ها بوده ، به طور مصلحتی مهار شده و حداقل از خبری شدن ان جلوگیری شده است .

با این‌حال با در نظر گرفتن سوابق نظامی و سیاسی اریل شارون مرگ مغزی و از ان بدتر مرگ فیزیکی اریل شارون را می توان خلائ بزرگ در مدیریت سیاسی رژیم صهیونیستی ارزیابی کرد.

زیرا شارون از زمانی که خود را شناخته بود همواره در خدمت اهداف نظامی و سیاسی این رژیم بود . وی در سن ۱۹سالگی در سال ۱۹۴۷ به عضویت پلیس شهرک‌های یهودی نشین در آمد، سپس در بیست سالگی در جنگ ۱۹۴۸ شرکت کرد و سمت فرماندهی پیاده نظام را در بخش اسکندریه بدست آورد و در پی این جنگ از ناحیه شکم مجروح گردید.

در آغاز سال ۱۹۴۹ فرماندهی یک گروهان پیاده را بر عهده گرفت و در سال ۱۹۵۱ افسر فرماندهی گردان اطلاعات مرکزی شد. در سال ۱۹۵۲ وی از فرمانده ستاد ارتش در خواست تشکیل یک گردان نظامی از زندانیان محکوم به مرگ را کرد و نام این گردان را ۱۰۱ نامید و به عنوان اولین عملیات نظامی خود به روستای مرزی القبیه حمله کرد که پیامد آن کشته شدن ۶۹ فلسطینی و ویرانی ۴۱ منزل مسکونی بود.

وی در سال ۱۹۵۶ سمت فرماندهی تیپ زرهی ارتش را برعهده گرفت و توانست گذرگاه المتیله را اشغال کند.

شارون تا سال ۱۹۶۴ در سمت فرماندهی تیپ ابقاء شد.

پس از جنگ ۱۹۶۷ وی از ارتش استعفا داد و وارد صحنه سیاست شد. شارون در اولین انتخابات پارلمانی از سوی حزب (لیکود) توانست عضویت کنیست را بدست بیاورد.

در سال ۱۹۷۵ اسحاق رابین نخست وزیر وقت اسرائیل وی را به عنوان مشاور نظامی خود انتخاب کرد.

در انتخابات سال ۱۹۷۷، شارون در راس فهرست نامزدهای مستقل، به کنست راه پیدا کرد. مناخیم بگین در این دوره او را به سمت وزیر کشاورزی و شهرک سازی منصوب کرد.

آریل شارون در سپتامبر ۱۹۹۹، به دنبال کناره گیری نتانیاهو از رهبری حزب لیکود، رهبری این حزب را برعهده گرفت.

او سپس در سپتامبر سال ۲۰۰۰، با حضور در مسجد الاقصی موجب خشم مسلمانان و درگیری های خونین میان فلسطینیان و نظامیان اسرائیلی و در نتیجه شروع انتفاضه الاقصی شد.

وی در دسامبر ۲۰۰۰ ، به عنوان نامزد حزب لیکود برای تصدی نخست وزیری معرفی شد و قول داد در صورت انتخاب، کار فلسطینیان را در ۱۰۰ روز تمام کند و موقعیت اسرائیل را در منطقه تثبیت کند.

شارون در ششم فوریه ۲۰۰۱ به سمت نخست وزیری رسید و در زمان نخست وزیری وی ، رهبران نظامی فلسطینی همچون «شیخ احمد یاسین»، «رنتیسی» در عملیات های تروریستی به شهادت رسیدند .

آریل شارون در سال ۲۰۰۵ میلادی ، دستور تخلیه نوار غزه را صادر کرد. در اکتبر سال ۲۰۰۵ و در پی اعتراضات شدید راستگرایان برای خروج از غزه و بروز اختلاف در کابینه وی، شارون از حزب لیکود کناره گیری کرد.

وی در اولین اظهاراتش پس از کناره‌گیری از حزب لیکود ، اعلام کرد ، حزب جدیدش موسوم به «کادیما» در جهت ترسیم مرزهای دائمی بین اسرائیل و فلسطینیان تلاش خواهد کرد و دیگر طرحی برای عقب‌نشینی یکجانبه از سرزمین‌های اشغالی ندارد.از این نظر می توان اریل شارون را موسس طرح جداسازی و طرح تشکیل دولت خالص یهودی دانست که مبنای سیاست های کنونی و اینده رژیم صهیونیستی را تشکیل می دهد و این در چارچوب ان تلاش میکند مرزهای خود را از اراضی اشغالی سال ۱۹۴۸ به داخل ارضی ۱۹۶۷ گسترش دهد و در عین حال همانند جنگ سال ۱۹۴۸ زمینه اخراج بیش از یک و نیم میلیون فلسطینی ساکن این اراضی را فراهم سازد . از این نظر مرگ شارون هر چند خلائ اساسی در مدیریت کلان این رژیم ایجاد و یا زمینه شکاف و اختلافات داخلی را بیشتر می کند اما نه تنها به اشغالگری ها و اهداف توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی پایان نمی دهد بلکه برعکس به ان تداوم می دهد و شدت می بخشد .

Comments are closed.