چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ - 16 ربيع أول 1433 - Wednesday, 8 Feb 2012
آنتی‏وار: کلینتون رویای «افغانستان سکولار» را در سر می‌پروراند
پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۸ | ۲۳:۲۰ ب.ظ
پایگاه اینترنتی “آنتی‌وار ” در گزارشی نوشت اوباما از یک طرف می‌خواهد نبرد با طالبان را به از بین بردن تهدیدهای این گروه محدود کند و از طرف دیگر با رویاهای کلینتون مواجه است که “افغانستان سکولار ” را در سر دارد.

به گزارش فارس، پایگاه اینترنتی “آنتی‌وار ” در تحلیلی به قلم “ویلیام اس. لیند ” (William S. Lind)، به بررسی سیاست “یک گام به پیش و یک گام به پس ” ایالات متحده آمریکا در افغانستان پرداخت.
این تحلیلگر غربی به نقل از شماره سوم جولای نشریه Cleveland Plain Dealer خاطرنشان کرد: “باراک اوباما ” طی اظهارنظری گفته که “به تعریف ظریفی از موفقیت در اموری دست یافته است که به امنیت ملی آمریکا در افغانستان مربوط می‏شوند ” که این تعریف ظریف چیزی جز این نیست که “القاعده دیگر پناهگاهی نداشته باشد تا از آن برای حمله به آمریکا بهره ببرد “.
به نوشته لیند، اگر آنچه اوباما می‏گوید واقعاً صحت داشته باشد، پس می‏توان گفت که ایالات متحده به هدف طلایی خود در افغانستان دست یافته است، اما شواهد موجود غیر از آن را نشان می‏دهند.
وی افزود: اگر بپذیریم که هدف استراتژیک آمریکا در افغانستان تنها رسیدن به وضعیتی بوده است که این کشور را از حالت یک پناهگاه برای القاعده خارج کند، پس اظهارنظری که هفته گذشته درخصوص افغانستان مطرح شد، چگونه قابل توجیه است؟ “هیلاری کلینتون ” وزیر خارجه آمریکا هفته‌های پیش، از تعهد دولت آمریکا برای تحقق رویای افغانستانی “سکولار، دموکراتیک و پر از صلح و صفا ” سخن گفت.

* آیا اوباما می‌تواند جلوی رویاپردازی‌های کلینتون را بگیرد؟
نویسنده در ادامه تحلیل خود این سوال را مطرح کرده است که آیا اوباما متوجه آنچه کلینتون درخصوص افغانستان برایش رقم زده، شده است یا نه؟ اوباما تا کی می‏تواند متکی به اسلحه خود باشد در حالی که کلینتون از چنین افغانستانی رویایی یاد می‏کند؟ و آیا اوباما جرات آن را دارد که جلوی اظهارات وزیر خارجه خود را بگیرد؟
این منتقد آمریکایی با بیان این که مشکلات عرصه سیاست عموماً سخت‏تر از مشکلات عرصه نظامی قابل حل هستند، افزود: تقابل اندیشه‏های ایده‏آلیستی کلینتون با آنچه در عالم واقع در جریان است، از یک نبرد سیاسی خبر می‏دهد. “البته شاید اوباما با اظهاراتش درخصوص موفقیت، تنها در حال فکر کردن با صدای بلند بوده است “! اما اگر او واقعاً منظورش همان بوده که گفته است، می‏توان نتیجه گرفت که او به سوی واقع‌نگری “قدمی به پیش ” برداشته است.
اما نشریه Cleveland Plain Dealer فردای همان روز، از “یک قدم به پس ” پرده برداشت! این نشریه خبر داد که درگیری شدیدی بین شبه‏نظامیان طالبان و تفنگداران دریایی آمریکا در حوالی یک ساختمان در منطقه گرمسر رخ داده است. جنگجویان طالبان در یک مجتمع مسکونی با دیوارهای بلند، ۸ ساعت تمام نیروهای آمریکایی را کلافه و سردرگم کردند تا آنجا که تفنگداران سرانجام دست به دامان نیروی هوایی آمریکا شدند تا با انداختن یک بمب پانصد پوندی بر روی این ساختمان، آن‌ها را از دست طالبان نجات دهد.
به نوشته لیند، این امر از آن رو گامی به پس تلقی می‏شود که نیروهای آمریکایی پیش‏تر، از عدم استفاده بیشتر از نیروهای هوایی در نبرد با طالبان خبر داده بودند، اما کلافگی نیروهای آمریکایی سرانجام آن‌ها را به سمت استفاده مجدد از نیروی هوایی کشاند که این مساله، از ادامه مشکلات پیاده‏نظام ارتش آمریکا در افغانستان خبر می‏دهد.

* چرا نیروهای ما نمی‌توانند چهره‌ای “جوانمرد ” از آمریکا بجا بگذارند؟
نویسنده با طرح این سوال که آیا نظامیان نمی‏توانستند با محاصره خانه‌ای که گفته می‌شد محل استقرار طالبان بوده، این مشکل را حل کنند؟ خاطرنشان کرد: آیا پیاده‏نظام ارتش آمریکا باید اینقدر بی‏صبر و حوصله باشد که برای به دام انداختن طالبان، جان غیرنظامیان را نیز به خطر بیندازد؟
تحلیلگر سایت آنتی‏وار با بیان این که نظامیان آمریکایی، آن طور که از شواهد بر می‌آید اصلاً مطمئن نبوده‌اند که در خانه مذکور، اعضای طالبان حضور داشته‌اند یا خیر، خاطرنشان کرد: بسیاری از پشتون‏های محلی تنها به این دلیل که از حضور نیروهای خارجی رنج می‏برند به سمت آمریکایی‌ها تیراندازی می‏کنند و مطمئناً کشتن آن‌ها موجب خونخواهی قبایل آن‌ها از آمریکایی‎ها خواهد شد. آیا کسی با افراد مسلحی که در آن مجتمع مسکونی اجتماع کرده بودند مذاکره نمود؟ این اقدام شاید حداقل به نظامیان آمریکایی این فرصت را می‏داد تا بفهمند با چه کسی در حال جنگ هستند؟!
لیند با بیان این که شاید تفنگداران بگویند که ما از شبه‏نظامیان خواستیم تسلیم شوند ولی آن‌ها ممانعت کردند، اظهار داشت: در مقابل چنین ادعایی باید گفت آیا فقط می‏توان دشمن را به اسارت گرفت و در صورت امتناع، تنها راه چاره کشتن اوست؟ در این نبرد هیچ یک از نظامیان آمریکایی کشته نشدند، پس چه نیازی به کشتن این افراد بود؟ آیا نمی‏شد به صورت “جوانمردانه ” آن‌ها را رها کرد تا به راه خویش بروند؟ آیا همه درگیری‌های آمریکایی‌ها حتماً باید با کشته شدن طرف مقابل به پایان برسد؟
این تحلیلگر غربی با بیان این که “برای پشتون‏ها جوانمردی بسیار مهم است “، تصریح کرد: بهتر بود نیروهای آمریکایی با تسامح نسبت به این افراد، چهره‌ای جوانمرد از آمریکا در ذهن پشتون‌ها به نمایش می‌گذاشتند تا اگر زمانی مذاکره‏ای بین آمریکا و آن‌ها آغاز شد، آمریکا برای پشتون‏ها “دشمنی جوانمرد ” محسوب شود. گرچه اگر واقع‌بین باشیم این سوال به ذهنمان خطور می‌کند که چگونه می‏توان جوانمردی را از نظامیانی انتظار داشت که بمب برسر مردم بی‏دفاع می‏ریزند؟

Comments are closed.