از ۱۵ بهمن تا ۱۴ بهمن
از ۱۵ بهمن تا ۱۴ بهمن
۱٫ وهابیت، یعنى تبدیل اهل سنت به یک مکتب، یا به عبارتى سنىایسم که سعى مىکند، براساس آموزههاى اهل سنت مکتبى بنا کند که در مسائل درونى و برونى انسان نظریه سازى کند ومثل همه مکاتب، داراى یک سیر تاریخى در مفهومسازى است که یافتن ریشههاى تاریخى و جغرافیاى این مکتب بسیار ضرورى است.
۲٫ مکان و فضا و جغرافیاى این مکتب عربستان است و این جغرافیاى فرهنگى سخت بر چارچوب معرفتى این مکتب تأثیرگذاشت. عربستان یک کشور پهناور صحرایى است که فضاى انتزاعى در آن راه ندارد و فضاى حس گرا و احساس گرا بر آن حاکم است. به همین دلیل دانش حاکم بر شبه جزیره عربستان ادبیات است.
۳٫ روشنفکرى قرن نوزدهم عربستان تحت الحمایه انگلستان به باز تولید فرهنگ عربستانى در قالب دین اهل سنت، پرداخته است و روششناسى این بازتولید در قالب تحویل و تقلیل تسنن به دین یهود انجام پذیرفته (پروستانتیزم اسلامى تسننى) یا قوالب تفسیر بنیادگرایى یهودى براى تفسیر اسلامى سنى به کار برده شده است (مانند تفسیر یهود تشیع در قالب بهائیت در قرن نوزدهم که پروتستانیزم شیعى نام دارد.)
۴٫ به همین دلیل، وهابیت در نقاطى رشد مىکند که حالت قبائلى و صحرایى داشته باشد؛ مثل پاکستان و افغانستان، چون فقط در این فضاهاى سنتى است که قدرت باز سازى و بازتولید خود را دارد و در فضاهاى شهرى و یا غیر قبائلى رشدى ندارد.
۵٫ وهابیت چون بیابان گرایى را محور جغرافیاى فرهنگى خود قرار مىدهد، بر فرهنگ شهرى مىتازد و این را با شعار زهد و سادگى و غیره عجین مىکند که بعد مذهبى به آن مىبخشد، ولى در قالب نظریه ابن خلدون که همین کوچنشینان بریکجانشینان را ترسیم مىکند، مىگنجد.
۶٫ زمینهساز حکومت پادشاهى عربستان، همین وهابیت است، چون فضاى سیاسى ترسیم شونده توسط وهابیت، همان پادشاهى است که براساس امیرى و امرایى بیانگردانى بنا مىشود. زیرا تصلب گرفته شده از یهودیت با پادشاهى همگون و همنوا است؛ چنان که در تورات آمده است.
۷٫ وهابیت یک نوع سکولاریسم زهدگرا را در بطن خود دارد؛ پس هرگونه معناى فرامادى حاکم بر زندگى دنیوى را نفى مىکند و فقط زهد را ترویج مىنماید و یک زهد خشک و مناسکى را حاکم مىکند؛ پس با هرگونه ولایت و عرفان مخالفت کرده، نوک مخالفت را متوجه هرگونه معناگرایى غیردنیوى به عنوان شرک کرده، نوعى توحیدگرایى غیرمعناگرا را ترویج مىکند.
۸٫ مخالفت با شیعه و تشیع در همین قالب است، چون شیعه یک توحیدى ولایت مدار و معناگرا دارد که تار و پود زندگى دنیوى و اخروى را مىپوشاند. وهابیت معناگرایى استدامه یافته از دنیا تا آخرت را نفى مىکند و فقط به آخرت عملگراى قیامتى اعتقاد دارد؛ به همین دلیل باید گفت که این مکتب به نوعى خشونت عملگرا و زندگى خصوصى و عمومى معتقد است و اگر شکل حکومتى به خود بگیرد، حکومتى بسیار خشن خواهد بود.
۹٫ پارادایم اسلامى یا الگوى تاریخى آن براساس خلیفه دوم شکل مىگیرد که اسلامى مختص به او است. شناخت این نوع تفسیر در تاریخ اسلام مىتواند ما را به شناخت معرفتى وهابیت برساند و فرق آن با تفسیر دیگر خلفاى راشدین و بطور خاص با امام على(ع) مىتواند نقاط برخورد وهابیت با شیعه را بیان کند.
۱۰٫ وهابیت پس از انقلاب اسلامى ایران بازسازى فکرى و معنوى خود را آغاز کرد؛ چرا که نوعى واماندگى فکرى و ساختارى را در جهت بخشیدن معنوى و اسلامى به جهان امروز احساس کردند و همان مذهب مورد غضب آنها، موفق به راندن غربىها از لبنان و دیگر کشورهاى اسلامى شد. پس دست به یک سرى خشونتهاى جهانى علیه کشورهاى غربى و به طور خاص، امریکا زد که البته آنها نیز از این خشونتگرایى سخت استفاده کردند که روند آن تا حال هم ادامه دارد.
(ابراهیم فیاض، مجله پگاه حوزه،شماره ۱۴۷)
- غرب به دنبال تکرار سناریوی لیبی در سوریه
- تحلیل الاخبار : سوء تفاهم درباره استراتژی حماس
- بازداشت عناصر اطلاعاتی عربستان و قطر در سوریه
- تلاش عربستان برای شعله ورکردن آتش بحران سوریه از سوی لبنان
- طرح: پیروزی حتمی ملت بحرین
- ۴ ساعت در فرودگاه قاهره بازداشت بودیم
- سفارت آمریکا در سوریه تعطیل شد
- طرح بین المللی کردن بحران سوریه، تازه آغاز شده است
- پیام دیدار اسماعیل هنیه با پادشاه بحرین چیست؟
- بازگشت یکی از رهبران حماس به غزه پس از ۲۱ سال تبعید
- جوانههای بیداری اسلامی
- تشکیل زنجیره انسانی پاکستانیها در حمایت از مردم کشمیر
- طرح: رشد بیداری اسلامی
- معترضان با پرتاب کفش از «صالح» در نیویورک استقبال کردند +عکس
- تامین امنیت اسرائیل هدف اصلی آمریکا برای ناکام کردن انقلابهاست





به نظر شما حق با کیست ؟ وهابی ها؟ شیعه ها ؟ سنی ها؟ یا کسانیکه فراتر از اینان فکر میکنند و جهان منتظر آنان است
بی شک (حضرت مهدی (ع) و پیروان بر حق شان )