چکیده: “جنبش حزبالله” در سال ۱۳۶۱هجری شمسی (۱۹۸۲م.) در عرصه سیاسی لبنان حضور پیدا میکند. این جنبش که پاسخی عقیدتی – ایدئولوژیک به گرایشات نوظهور غربی در لبنان بود، در مدت کوتاهی توانست بزرگترین پایگاه مردمی را بهدست آورد. این امر در کشوری که سعی میشد به اروپای دوم یا سوئیس شرق تبدیل شود، پدیدهای مؤثر ومنحصر به فرد بود.
هیچ پدیدهای در خلأ به وجود نمیآید، بلکه تدریجاً در بستر تاریخ ظهور مییابد. حال باید با توجه به شرایط تاریخی وساختاری، عوامل و زمینههای شکل گیری جنبش حزبالله را بازشناسی کرد. پرسش محوری این است که:
چرا جنبش حزبالله به عنوان یک جنبش دینی (شیعی) ظاهر شد؟
مقدمه:
“جنبش حزبالله” در سال ۱۳۶۱هجری شمسی (۱۹۸۲م.) در عرصه سیاسی لبنان حضور پیدا میکند. این جنبش که پاسخی عقیدتی – ایدئولوژیک به گرایشات نوظهور غربی در لبنان بود، در مدت کوتاهی توانست بزرگترین پایگاه مردمی را بهدست آورد. این امر در کشوری که سعی میشد به اروپای دوم یا سوئیس شرق تبدیل شود، پدیدهای مؤثر ومنحصر به فرد بود.
هیچ پدیدهای در خلأ به وجود نمیآید، بلکه تدریجاً در بستر تاریخ ظهور مییابد. حال باید با توجه به شرایط تاریخی وساختاری، عوامل و زمینههای شکل گیری جنبش حزبالله را بازشناسی کرد. پرسش محوری این است که:
چرا جنبش حزبالله به عنوان یک جنبش دینی (شیعی) ظاهر شد؟
چارچوب نظری:
در لبنان، فشارهای زیادی که در ظهور جنبشهای مختلف(از شکل گیری شورشها مانند شورش سال ۱۹۵۸م.، شورش کشاورزان تنباکو ۱۹۷۳م.، جنگ داخلی لبنان ۱۹۷۵-۱۹۹۰م و…. تا تشکیل احزاب وگروههای متعدد مانند حزب توده، حزب اشتراکی ترقیخواه، احزاب فلسطینی، حزب بعث و…)سهمیداشتهاند، وجود داشته؛ اما نکته حایز اهمیت آن است که بین نوع فشار ساختاری وماهیت رفتار جمعی، رابطه علی وجود ندارد. هر نوع فشاری ممکن است مولد هر گونه رفتار و واکنشی در جامعه شود. لذا فشار ساختاری شرط لازم برای بروز یک رفتار جمعی است ونه شرط کافی. بنابراین قصد ما این است که تنها به منابع ارزشی که در ایجاد جنبه دینی در جنبش حزبالله مؤثر بود، اکتفا کنیم. برای رسیدن به منظور خود از نظریه چالمرز جانسون استفاده خواهیم کرد. رویکرد جانسون با بررسی عوامل تغییر بیرونی و داخلی ارزش، چگونگی ایجاد جنبه دینی در جنبش حزبالله وتشدید فشارهای عمومی را تبیین میکند.
الف- منابع تغییر بیرونی ارزشها:
تأثیر حوزههای علمیه نجف و قم بر علمای لبنان:
علمای بزرگ لبنان مانند محمدحسین فضل الله، محمدمهدی شمس الدین، عبدالحسین فضلالله وشیخحسن عواد از شاگردان مکتب آیتالله سیدمحسن حکیم در نجف بودند. مرحوم حکیم علاوه بر نقش مرجعیت دینی، نقش هدایت سیاسی واجتماعی را نیز ایفا میکرد. در عین حال بسیاری از علمای لبنان در کنار آیت الله شهید محمدباقر صدر در نهضت بیداری اسلامیمبارزه کردند. برخی از آنها وکالت آیتالله حکیم را در لبنان عهدهدار شدند و تجارب خود را در جهت بیداری اسلامیبه لبنان منتقل ساختند. یکی از نمودهای عینی این جریان،تدریس کتب شهید صدر به ویژه “فلسفتنا” و “اقتصادنا” بود.
اما حوزه قم که امام موسی صدر در آن پرورش یافت، پس از تسلط صدام حسین در عراق نقش بیشتری ایفا کرد. امام موسی صدر از پشتوانه تجربه پدرش که پس از وفات آیت الله حائری مدیریت حوزه قم را عهده دار شد و از مصدق و فدائیان اسلام بهطور مخفیانه حمایت میکرد، بهرمند بود. او همچنین از شاگردان برجسته امام خمینی(ره) بودکه این بر ارتباط ایرانیان و لبنانیها اثرات زیادی نهاد. او در عین حال در دانشگاه تهران به تحصیل اقتصاد پرداخت و دوازده مقاله با عنوان “الاقتصاد فی المدرسه الاسلامیه” در مجله “مکتب اسلام” از او به چاپ رسید.اینها نشانگر آن بود که او از نسل روحانیون انقلابی که به نوعی اسلام سیاسی ومتحرک ونه متحجر معتقد هستند برخاسته است.
پیروزی انقلاب اسلامیایران:
این حادثه بزرگ،ایدئولوژی اسلامی را به جهان معرفی کرد که بر معنویت،دیانت وروحیه ایثار،فداکاری وشهادت طلبی استوار است.
این ایدئولوژی به عنوان رقیب جدی ایدئولوژیهای مارکسیستی وناسیونالیستی، توانست موفقیت دین وعلمای دین رادر هدایت وبرانگیختن یک جنبش عظیم مردمیبه اثبات رساند.
از این رو بازتابی که در لبنان ایجاد شد ارتقاء جایگاه علمای دینی لبنانی مسلمان نسبت به سیاستمداران سنتی، احزاب ومستقلین بود.
در عین حال تأکیدات پیاپی امام خمینی(ره) بر ضرورت ادامه جنگ با اسرائیل به عنوان تکلیفی الهی، باعث تقویت روحیه جهاد در میان شیعیان لبنان شد.
ب- منابع تغییر داخلی ارزشها:
حوزهها:
امام موسی صدر وعلمای دیگر پس از هجرت به لبنان، حوزههای جدیدی را تأسیس کردند که همگی مبلغ اندیشههای انقلابی وپویای مؤسسان خود بودند. در کنار این، تأسیس حوزه علمیه برای اولین بار در منطقه پرجمعیت بیروت باعث شد تا همه طبقات شیعیان از معارف اهل بیت (ع) بهرهمند شوند وتخصص در علوم دینی از انحصار خانوادههای سنتی مانند فضلالله، نورالدین، شرفالدین و الامین خارج گردد. این حوزهها همراه با مسجد،حسینه، درمانگاه ومؤسسات خیریه تأسیس میشدند که باعث تقویت اتصال مردم با روحانیون میشد و نقش آنها را در حیات اجتماعی لبنان برجسته تر میکرد. از اتفاقات مهم دیگر در این دوران استقلال مالی حوزهها بود که استقلال رأی علمای دینی را در امور متعدد تضمین میکرد.
احزاب وهیئتها:
حزب الدعوه: این حزب در اوائل دهه شصت به صورت شبه سرّی برای پرورش نسل جوان بر اساس تعالیم اسلام تأسیس شد که در دانشگاهها، مدارس ومساجد وحتی درون جنبش امل به فعالیت میپرداخت.
مجلس اعلای شیعیان لبنان: این مجلس در سال ۱۹۶۷ توسط امام موسی صدر در بیروت تأسیس شد که در پی بهبود اوضاع اجتماعی واقتصادی شیعیان، پیگیری مطالبات وحقوق آنها از دولت و سازماندهی شئونات طایفی بود. بدین وسیله، علما از یکسو اتصال خود را با زندگی عینی مردم تحکیم کردند و از سوی دیگر، به طور قانونی با دولت وارد تعامل شدند. علاوه بر این در این مجلس، طبقات اجتماعی گوناگون شیعیان مانند مهندسان وپزشکان نیز حضور داشتند که به نوبه خود موجب میشد نقش فئودالها وزعمای سنتی شیعه کمرنگتر شود.
جنبش محرومین وتشکیل حرکت امل: در پی بی توجهی دولت به مطالبات شیعیان و افزایش خطر اسرائیل در جنوب، امام موسی صدر دریافت که مجلس اعلای شیعیان به پشتیبانی یک جنبش مردمینیازمند است، لذا در حضور ۳۰۰ هزار نفر از شیعیان در بعلبک زمینه شکل گیری جنبش محرومین را فراهم کرد. جنبشی که محورهای آن در کلام او چنین تصویر شده است:”ایمان حقیقی به الله، آزادی کامل وکرامت انسان، نپذیرفتن ظلم اجتماعی ونظم طوایفی-سیاسی، جنگ بی دریغ با استبداد،فئودالیسم وتبعیض میان شهروندان وتأکید بر استقلال ملّی، یکپارچگی میهنی و رویارویی با استعمار ومقاومت در برابر تجاوزات علیه لبنان”.
اتحادیه هیئتهای اسلامی: این اتحادیه ۱۲ هیئت اصلی مساجد اصلی شیعه در مناطق مختلف لبنانرا شامل میشدکه به فعالیتهایی نظیر تأسیس جمعیتهای خیریه، برگزاری سخنرانیها و همایشها، احیای مراسم مولودی وعزاداری وهمچنین تدریس کتب مکتبی به ویژه کتابهای آیت الله محمد باقر صدر وسید قطب میپرداختند.
هیئتهای ورزشی _ تفریحی برای جوانان ونوجوانان: این هیئتها با پشتیبانی حزب الدعوه به صورت چند باشگاه ورزشی در بیروت وحومههای آن برپا شد که در شکل دهی به زمینههای دینی در میان جوانان شیعه مؤثر بود.
ساماندهی مساجد وحسینیهها:
مساجد وحسینیههایی که توسط شیعیان مهاجر در بیروت و حومههای آن ساخته شدند، مرکزیت شبکه ارتباطی میان هیئتهای اسلامیرا فراهم میآوردند ودر تحکیم پیوند میان شیعیان مؤثر بودند.
ظهور تفکرات مذهبی انقلابی توسط رهبران مذهبی:
محور تفکرات علمای جدید با علمای گذشته وسنتی تفاوتهای بسیاری داشت که عمده آنها بدین شرح است:
جهان شمول بودن اسلام واعتقاد به اسلام انقلابی و پویا و نه متحجر و محافظه کار، ضرورت تشکیل جامعه دینی، طرح رهبری روحانیت و تأکید بر پیروی عملی از اسوههای مکتبی تشیع به خصوص امام حسین(ع). این تفکرات موجب شد تا دینداران به صورت فعال پا به عرصه فعالیت اجتماعی سیاسی بگذارند و وزن سیاسی خود را به رخ دیگر طوایف وگروهها بکشند.
گسیختگی در رهبری شیعیان: پس از ربوده شدن امام موسی صدر در تابستان ۱۹۷۸، شیعیان با بحران فقدان رهبری یگانه روبرو شدند. این بحران باعث شد تا رهبری شیعیان میان مجلس اعلای اسلامی شیعه وجنبش امل تقسیم گردد واین دو سازمان برسر سیاستگزاری شیعیان لبنان وارد رقابت شوند. همچنین در درون جنبش امل میان سکولارها و متدینان رقابت شکل گرفت. در کنار این جریان، جنگ داخلی هم به اوج رسیدوتهدید اسرائیل جدیتر شد، از طرفی انقلاب اسلامیایران هم به پیروزی رسید واین امر موجب شد تا جوانان بسیاری به جنبش امل وسازمانهای دینی بپیوندند.
منابع تغییرات ذکر شده، اوضاع شیعیان را به نفع رشد کمیوکیفی نیروی مذهبی دگرگون کرد.