بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
امت اسلامی
إن هذه امتکم امة واحدة
 
در نگاه امام

امام خمینی رضوان الله تعالی علیه : ما مفتخریم که ائمه ی معصومین ما (صلوات الله و سلامه علیهم) در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد آن است، در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حکومتهای جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند./           ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه ی جهانخوران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می گذارند، از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم./

تبلیغات






از سایر رسانه‌ها
سه شنبه، ۲۵ دی ۱۳۸۶ | Print This Post

عیسی
با شانه های زخمی
قدم می زند در کوچه های صور

عیسی

با شانه های زخمی

قدم می زند در کوچه های صور

و اشک می ریزد برای پرنده های مرده

و به یاد مزار بی سقف مادرش

در کوچه های داغ بیروت

آوازهای محزون می خواند

بشار اسد

پیپش را روشن می کند

دسته صندلی اش را می فشرد

و آرزو می کند

کاش نقشه جهان

پازلی بود

که می شد تکه سوریه اش را برداشت

و در جای بهتری گذاشت

تا بازی تمام شود

سلیمان

تکیه داده بر عصای کهنه اش

سپاه اجنه را

که پیشانی بند یاحسین بسته اند

از زیر قرآن عبور می دهد

تا صندوق های فشنگ را

برسانند به مجاهدان

و زیر لب وجعلنا می خواند

مفتی اعظم آروغ می زند

لاحول می خواند

و پناه می برد به شیطان بزرگ

از شر شیطان رجیم

فتوای تازه اش را پاکنویس می کند

و می فرستد غلامش را

که یک فانتای دیگر باز کند برایش

موسی

در تاریکی بعد از بمباران

دنبال کبریت می گردد

تا گوساله های تازه را آتش بزند

عصای شکسته اش را تعمیر کند

و بنی اسرائیل را برگرداند

به آنسوی رود

و هارون

گوش می سپارد به صدای داوود

که در بلندی های سرزمین سیب

اذان می گوید

کاندولیزا رایس

نقشه خاورمیانه جدید را

سفارش داده

به موسسه نشنال جئوگرافی

و سپرده است

که از نیل تا فرات را

آبی کنند برایش

و بوش پدر

در مزرعه ییلاقی اش

سوار بر اسبی عربی

گاوها را هدایت می کند به اصطبل

تا درشت ترین شان را جدا کند

برای ضیافت بعدی

در کمپ دیوید

سپاه کوفه

لمیده اند در سایه نخلهای سرافکنده

و باد می زنند خودشان را

و چاه ها

فریادهای علی را

به گوش همدیگر می رسانند

و من

نشسته ام پشت کیبورد کامپیوتر

و کلید ها را فشار می دهم

تا کلماتی از جنس صفر و یک

پیش رویم ظاهر شوند

مگر منفجر کنند

بغض های جا مانده را

که شعاع موج انفجارشان

از محدوده سینه ها

تجاوز نمی کند.

شعری از امید مهدی نژاد

مطالب مرتبط

  • هیچ مطلبی به این مطلب ارتباط داده نشده است. لطفا از جستجو در سایت استفاده کنید
 

نظر دهید

لازم است

لازم است، نمایش داده نمی‌شود


آخرین جزوات
تحریم حامیان اقتصادی صهیونیسم
پایگاه‌های مرتبط
4visit
Gaza Strip
اتحادیه بین المللی امِّت واحده
اتحادیه رادیو و تلویزیون های اسلامی
اخبار پاراچنار
استقامت
اسلام تایمز
اسلام در اروپا
اسلام ناب
اقصانا
الحماة
انقلاب سوم
اينمايندز
باغ قلهک
بنياد فرهنگي صبح قريب
تحريم كالاهاي شركت هاي حامي رژيم اشغالگر قدس
تلويزيون قدس
حجت الاسلام غريب رضا
حديث نفس
حمایت حقوقی از قربانیان غزه
خبرگزاري فارس
خبرگزاری قدس
داستان غزه
دانشنامه جهان اسلام
رحماء
زیتون سرخ
سایت تخصصی تحریم کالاهای صهیونیستی
سایتهای فلسطینی
سجیل
شبکه مقاومت و جنوب لبنان
شيعه آنلاين
شيعيان يمن
صهيون پژوه
فرياد فلسطين
فلسطبن هميشه به يادت هستيم
قيام
مجلة الآداب
مجمع تقریب مذاهب اسلامی
مجمع وبلاگ نويسان مسلمان
محاصره غزه را بشکنید
مرکز اسناد انقلاب اسلامي
مرکز اطلاع رسانی فلسطین
مستضعفین
مسلمانان سین کیانگ چین
مقاومت اسلامی لبنان
مقصد پرواز؛ غزه
مو سسه گفتگوی دینی
موسسه انديشه اسلامي معاصر
موعود
نجات غزه
نشريه هابيل
ویژه‌نامه‌های سایت
پایگاه استاد سید هادی خسروشاهی
پایگاه هنر مقاومت غزه
پرس تی وی لبنان
کلیپ های موبایل مبارز