شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ - 12 ربيع أول 1433 - Saturday, 4 Feb 2012
برای مقابله با برداشت‌های نادرست از اسلام؛
سکوت جایز نیست!
شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۶ | ۱۱:۳۸ ق.ظ
پاول فایندلی، نیز یکی از این آمریکائی‌ها است که به این نگاه کلیشه‌ای خو گرفته است. او در سال ۱۹۶۱ از طرف مردم منطقه‌ی ایلینوی به نمایندگی کنگره انتخاب شد. آن‌چه باعث شد که او به درک ناصحیح خود از اسلام پی ببرد …

نام کتاب: «سکوت جایز نیست؛ مقابله با برداشت‌های نادرست امریکائیان از اسلام»
اثر: پاول فایندلی
مترجم: لیدا کاووسی
انتشارات: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

تصاویر کلیشه‌ای از اسلام که همه‌روزه در رسانه‌های غربی انتشار می‌یابد، آشنایی با این دین و نگاه صحیح به مسلمانان را به شدت سخت و گاه ناممکن کرده است. پاول فایندلی، نیز یکی از این آمریکائی‌ها است که به این نگاه کلیشه‌ای خو گرفته است. او در سال ۱۹۶۱ از طرف مردم منطقه‌ی ایلینوی به نمایندگی کنگره انتخاب شد. آن‌چه باعث شد که او به درک ناصحیح خود از اسلام پی ببرد، سفری است که در سال ۱۹۷۴ به یمن جنوبی داشته است. وی به نمایندگی از دولت آمریکا به یمن سفر کرده بود تا آزادی «اد فرانکلین» را که به جرم جاسوسی دستگیر شده است، از دولت آن‌جا بخواهد. آن‌چنان که در کتاب نیز بیان شده است، وی پیش از سفر به یمن به شدت ترسیده بوده است. اما زمانی که استقبال رسمی مسئولان آن کشور را در فرودگاه می‌بیند و با اقامت سه روزه در آن کشور با فرهنگ مسلمانان بیش‌تر آشنا می‌شود، مشتاق به شناخت اسلام می‌شود. وی بیست و پنج سال از عمر خود را صرف شناخت اسلام و ارتباط با مسلمانان، به خصوص مسلمانان آمریکا می‌کند. کتاب «سکوت جایز نیست»، حاصل این ارتباطات و مشاهداتی است که وی از مسلمانان دارد.

وی در این کتاب با دفاع از مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی مسلمانان در فلسطین، افغانستان و لبنان بیان می‌دارد که باید با درک وضعیت مسلمانان به آنان حق بدهیم که در برابر تجاوزات و ظلم‌هایی که بر آن‌ها می‌رود، دست به اعمال خشونت‌بار می‌زنند. و همین عقیده‌ی فایندلی باعث شده است تا لابی‌های صهیونیستی علیه وی تبلیغات زیادی به راه بیاندازند و مشکلاتی برای وی به وجود بیاورند. هم‌چنین کتاب جنجالی* او درباره‌ی لابی صهیونیستی در آمریکا بسیار بر این امر شدت بخشید و وی را تا حدی به انزوا از جامعه‌ی سیاسی کشانده است.

هرچند که این کتاب توانسته است به برخی از شبهات و نظرات نادرست درباره‌ی اسلام پاسخ مطلوب دهد، اما مشکلی اساسی دارد. نویسنده این کتاب نتوانسته است اسلام را از زاویه‌ی درست و عمیق ببیند. چرا که تقریباً جز در برخورد وی با احمد دیدات، (عالم اهل آفریقا که سال گذشته درگذشت) وی با عالم دینی دیگری برخورد نداشته است و سایر افراد فقط دارای تحصیلات دانش‌گاهی در علوم غیر دینی هستند.

اکثر کسانی که نویسنده با آن‌ها گفت‌وگو می‌کند، کسانی هستند که سال‌هاست که ساکن امریکا هستند و شهروندان این کشور محسوب می‌شوند. این امر باعث شده است که تأثیر مشهورات و کلیشه‌های غربی بر نگاه این افراد سایه افکنده باشد. رد کردن بسیاری از احکام مسلم دینی هم‌چون حجاب و جهاد -که ممیزه‌های دین اسلام با سایر ادیان و مکاتب است،- از این گونه مثال‌هاست.

این‌گونه مسائل به حدی در اندیشه‌های فایندلی مؤثر بوده است که وی در «نامه‌ای دوستانه از همسایه‌ی مسلمان شما…» که به بیان‌گر نوع نگاه وی به اسلام است، نه تنها اسلام و دموکراسی را کاملاً هماهنگ ذکر کرده است، بلکه پا از این هم فراتر گذاشته است و دموکراسی را مکمل اسلام دانسته است!

راه‌کار اصلی نویسنده‌ی این کتاب برای برون رفت مسلمانان از نگاه‌های کلیشه‌ای و خلاف واقع، شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی است. جالب آن است که اکثر کسانی که فایندلی از آنها در این کتاب یاد کرده است، در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۰ در آمریکا به جرج دبلیو بوش رأی داده‌اند و این نشانه‌ای بر نگاه‌های به شدت اسلامی (!!!) این گروه از افراد مسلمان است.

به نظر می‌رسد که این کتاب تنها برای کسانی جالب باشد که بخواهند تنوع تفکرات را درباره‌ی اسلام در غرب ببینند که حتی در میان مسلمانان نیز این عدم شناخت به شدت دیده می‌شود.

زمانی که به دقت در این موضوع می‌نگرم جمله‌ی کلیم صدیقی را به یاد می‌آورم که در کتاب «جنبش‌های اسلامی معاصر» آورده بود: «ما مسلمانانی که در غرب تحصیل کرده‌ایم پست‌ترین مسلمانان هستیم که اسلام را نیز آلوده کرده‌ایم» اولین بار که این جمله را خواندم چندان برایم قابل هضم نبود که درک کنم که چرا باید یک نفر خود را بدین اندازه مذمت و پس بداند و امثال خود را مردود بشمارد. اما این کتاب تا حدود زیادی روشن می‌کند که واقعاً برخی از مسلمانان به چه اندازه از اسلام واقعی دور مانده‌اند.

امروز واقعاً باید سکوت را شکست و اسلام را آن‌گونه که هست معرفی کرد. تشنگی برای شنیدن معارف وجود دارد، اما چه کنیم که کسی نمی‌تواند این پیام را آن‌گونه که باید به درستی به غربی‌ها منتقل کند. غربی‌ها در مواجهه‌ی با اسلام هریک از سویی به افراط گرویده‌اند: یا اسلام را با بنیادگرایی به سبک بن‌لادن برابر گرفته‌اند یا از اسلام نگاهی کاملاً مسیحی – لیبرالی یافته‌اند. واقعاً چگونه می‌توان اسلام را آن‌گونه که هست معرفی کرد؟ این آن سئوالی آسانی است که جوابش چندان ساده نیست؟!

به نظر می‌رسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چندان توجهی به محتوای این کتاب نکرده است و بسی مایه‌ی تأسف است که در بخشی از این کتاب حتی به اندیشه‌های امام خمینی (روحی فداه) نیز توهین شده است و قطع ریشه‌های سرمایه‌داری و کمونیسم را امری مخالف اسلام دانسته است که بنیادگرایان به دنبال آن هستند. ترویج اسلام لیبرالی گناهی است مذموم که انجامش از سوی دولت اسلامی و مدعی نشر اسلام ناب امری است مذموم‌تر!!

————————————————————-
* کتاب جنجالی پاول فایندلی که توانسته است بیش از سیصد هزار نسخه فروش داشته باشد « آنها جرات کردند افشاگری کنند: ماجرای نفوذ لابی‌های صهیونیسم بین‌الملل در شریان‌های تصمیم‌گیری کاخ سفید» نام دارد که در ایران انتشارات سنبله در سال ۱۳۸۲ با ترجمه‌ی قاسم بابایی به بازار عرضه کرده است.

Comments are closed.